علامت بيست و هفتم : [ مردم خدّاع و ختّال شوند ]
مردم خدّاع و ختّال شوند و به غدد و مكر ، طريق زرق و حيل سپرند و از تهديد اين وعيد غافل باشند كه قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : لكلّ غادر علامة يعرف بها يوم القيمة .
چنانكه خاين نزد خلق زردروى و غادر نزد حق تعالى بىآبرو باشد .
علامت بيست و هشتم : [ اقطار و امطار از اقطار آسمان بىوقت نازل گردد ]
اقطار و امطار از اقطار آسمان بىوقت نازل گردد و اغلب اوقات ، بريق برق اوراق اثمار و اشجار را بسوزاند .
از رعد گوشها همه پرزنگ و مشغله * وز برق چشمها همه پرشمع و مشعله
از دستبرد صرصر و آسيب باد سرد * لرزند شاخها چه زمين وقت زلزله
علامت بيست و نهم : [ اولاد در معاندت والدين كوشند ]
اولاد در معاندت والدين كوشند ، از مطابعت فرمان پدر و امتثال امر مادر ، امتناع ورزند ، از بسيط جناح ذلّ و خفض بال مرحمت تجنّب نمايند ، از استماع نهى و لا تقل لهما افّ و اصغاى فرمان و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة ؛ صماخ گوش و روزنهء خرد و هوش مسدود گردانند و از جهت وعيد با تهديد ثلثة يبغضهم اللّه تعالى البيّاع الحلّاف و الشيخ الزّانى و العاقّ للوالدين مردود گردند .
علامت سىام : [ ولات و ملوك ، جابر و جاهل شوند ]
ولات و ملوك ، جابر و جاهل شوند ، صحبت فساق و فجّار اختيار كنند ، اشرار را محرم اسرار خود سازند و محترم روزگار گردانند ، در تربيت جهّال و اصطناع ارذال كوشند و ابرار و احرار و نيكمردان را رنجور و مهجور و مأيوس و محبوس كنند كه دولة الارزال ، آفة الرجال .
كفى حزنا انّ المروّات عطّلت * و انّ ذووا الأداب فى النّاس ضيّع
و انّ ملوكا ليس يخطى لديهم * من النّاس الّا من يغنىّ و يصنع
فيا ليتنى اصبحت فيهم معاشرا * فلم اشقّ بالفضل الّذى كنت اجمع
و قال سراج الأمّة القمرى * كانّما الفضل و الحرمان سيّان
فكلّما ازداد فضلى زاد حرماني
علامت سى و يكم : [ امينان ايشان خاين شوند ]
امينان ايشان خاين شوند و معتمدان آنان از حيلهء ديانت و حلّهء صيانت عارى و عاطل باشند .