گشته : و من اكل الربوا ملاء اللّه بطنه نارا به قدر ما اكل و ان كسب منه مالا لم يقبل اللّه شيئا من عمله و لم يزل في لعن اللّه و ملائكته ما دام عنده قيراط منه .
علامت بيست و سوّم : [ مردان و زنان به اكل معاجين و اقراص مسمّن به جهت تسمين بدن اقدام نمايند ]
مردان و زنان به اكل معاجين و اقراص مسمّن به جهت تسمين بدن اقدام نمايند و اغذيه و اشربهاى استعمال كنند كه تعلّق بدان دارد ، به همين مقدار ، غرض فاسد و نيّت باطل طلب كنند و در آن باب ، افراط نمايند .
خورد همواره تا فربه كند تن * كباب و شربت و مرغ مسمّن
علامت بيست و چهارم : [ رفقا با يكديگر طريق رفق نپسندند ]
رفقا با يكديگر طريق رفق نپسندند و حقوق مجاورت كه حقيق به رعايت و جدير به محافظت است كه الرفيق ثمّ الطريق و الجار ثمّ الدار ، صيانت نكنند ، از ايذاء و ايحاش ، تحاشى ننمايند ، از آزار جار و ايذاى يار باك ندارند ، از فرط لهو و غايت سهو نشناسند و از باب غفلت و اطناب در غباوت ، ندانند كه من اذى جاره من غير جرم حرّم اللّه تعالى عليه ريح الجنّة و مأويه النار و انّ اللّه تعالى يسئله عن جاره ، كما يسئله عن اهله ، انتهى .
عفاء على اهل الزّمان فأنّه * زمان عقوق لا زمان حقوق
فكلّ رفيق فيه غير موافق * و كلّ صديق فيه غير صدوق
علامت بيست و پنجم : [ اغلب مردمان ذلّ غربت كشند ]
اغلب مردمان ذلّ غربت كشند و اكثر مؤمنان در دست ارباب شرك ، زبون گردند .
علامت بيست و ششم : [ در ستم كردن و دشنام دادن مولع گردند ]
در ستم كردن و دشنام دادن مولع گردند ، در ريختن آبرو كه رونق كار و حيلهء روزگار آدمى است ، حريص باشند ، از رجم سهم ؛ و الذين يرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فى الدنيا و الأخرة ، به ترس ترس و تير حذر محرز نگردند و از فرط ضلالت و غايت جهالت در وعيد من رمى محصنا او محصنة احبط اللّه عمله و جلّده يوم القيمة سبعون الف ملك بين يديه و من خلفه ثمّ يؤمر به إلى النار غور نكنند .
اشكوا الى اللّه من قوم بليت بهم * ما فيهم آخذ للحقّ معوان
قوم لئام الخشاء و دأبهم * شتم و ظلم و عدوان و طغيان