و نعم ما قال الشّاعر بالفارسيّة :
زهى گمراهى خواجه كه سيرى جويد از سلطان * كه گر عالم شود لقمه نگردد سير سلطانش
ز شاه گرسنه بگذرد به درويش اى تا يا بى * هم آب خضر و هم خوان مسيح از گنج لقمانش
مجو بذل از فلك كو خاكور گنج فريدونش * بهل ملك جهان كو باد بر تخت سليمانش
اى عزيز من به مقتضاى اكرموا الغرباء و ارحموا اليتامى و الفقراء ؛ ارباب فقر و اصحاب فاقه را عزيز دار و سليمانوار بر مقاربت و مقارنت ايشان مباهات نما ! چنان كه آن سيّد مسكينان مىگفت : أنا مسكين جالس المساكين و مثل مهتر كونين و سرور عالمين ، طريق فقر و راه درويشى مسألت نما كه اللّهمّ احينى مسكينا و آن را ورد زبان دار !
دست از طلب بدار گرت پاى اين ره است * كان را كه راه توشه نه فقر است بىنواست
نى فقر ظاهرى كه بود همعنان كفر * بل فقر معنوى كه در او فخر انبياست
سأل صحابىّ صحابيّا ماذا يحبّ اللّه من عباده !
فقال : عيش مكدّر و قوت مقدّر و عين مقطّر و قلب منوّر و وجه مصفّر از هر من قناديل تزهر ، انتهى .
فلا تجزع إذا عسّرت يوما * فقد يسرّت في يوم طويل
و لا تظنن بربّك ظنّ سوء * فانّ اللّه اولى بالجميل
و لا تيأس فانّ اليأس كفر * لعلّ اللّه يغنى عن قليل
فانّ العسر تيبعه يسار * و قول اللّه اصدق كلّ قيل
علامت سى و هشتم : [ متفنّنان فنّ كلام ، بسيار و فحول علماى ديندار و كبار ائمّهء اسلام شعار سخت ، اندك گردند ]
متفنّنان فنّ كلام ، بسيار و فحول علماى ديندار و كبار ائمّهء اسلام شعار سخت ، اندك گردند ، چنانكه عالم به عالم ، عزيز الوجود و فاضل در فضاى زمين كم يافت شود ، آنگاه عالم علم به اندراس رو آورد و شعاير شرع و