علامت چهاردهم : [ جهان روشن از ظلام ظلم تاريك شود ]
جهان روشن از ظلام ظلم تاريك شود و روزگار فراخ بر اهل صلاح و سداد از جور ارباب فسق و فساد و تعدّى احزاب بغى و عناد تنگ گردد ، ولات و ملوك در محو آثار معدلت و احياى مراسم مظلمت كوشند و سلاطين و خوانين در نفى عادت محمود و اثبات مراسم نامعهود اقدام نمايند .
لا تظلمنّ إذا ما كنت مقتدرا * فالظلم اخره يأتيك بالندم
نامت عيونك و المظلوم منتبه * يدعوا عليك و عين اللّه لم تنم
* * *
اى پادشه ! از قهر هو اللّه بترس * وز نالهء سينههاى پرآه بترس
هان تا به كى گمان بيدادى ، زه * از تير جگر وز دود سحرگاه بترس
علامت پانزدهم : [ قرّا قرآن مجيد را به الحان نغز و زمزمهء بديع خوانند ]
قرّا قرآن مجيد را به الحان نغز و زمزمهء بديع خوانند ، نحو و اعراب آن را كما ينبغى مرعى دارند ، در اظهار دقايق معانى و تبيان رقايق مبانى آن ، موشكافى كنند امّا بر حكم اوامر و نواهى آن كار نكنند .
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : سيجىء قوم بعدى يرجّعون القرآن ترجيع الغناء و الرهبانيّة .
و فى الخلف المخالف قد بقينا * و فى الأسلام جان الأنقلاب
و خرّب دين ربّ العرش فينا * و من قرّائنا جاء الخراب
و لان الدّين قام بهم و فيهم * كذلك قد يكون الأضطراب
علامت شانزدهم : [ فرقهء جهّال و زمرهء عوام ، عمّامههاى معلّم و درّاعهاى وسيع بپوشند ]
فرقهء جهّال و زمرهء عوام ، عمّامههاى معلّم و درّاعهاى وسيع كه درع اهل ورع و جواشن ارباب دانش باشد ، بپوشند و خود را به زىّ لباس عالمان بر ساكنان اصقاع و بلدان عرضه كنند ؛ چنانكه اغلب برايا بر حيلهء حال ايشان مفتون و بر هيأت هيبت نشان ايشان ، مغرور شوند و از فرط غباوت ندانند :
من تحلّى به غير ما هو فيه * فضحته شواهد الأمتحان
ظاهر ايشان طاهر نمايد و باطن ايشان ، بدون فسق و دنس فساد ، ملطّخ و ملوّث باشد .
بوديم هم چه نافه ، همه عمر در خطا * موى سفيد بين و درون سياه ما