وارده در بيان اين علامت ، آن است كه او غير محمد على پاشاست و تطبيق مغربى بر او وفق نمىكند ، زيرا در بعضى چنين است كه خروج مغربى به خروج سفيانى متعقّب مىشود و ظاهرش ، آن است كه چندان فاصلهاى ميان خروج مغربى و سفيانى نباشد ؛ چنانكه ايضا در غيبت طوسى از محمد بن مسلم روايت نموده كه خروج مغربى قبل از خروج سفيانى است .
در روايت ديگر در همان كتاب است كه سواران و بيدقها از جانب مغرب رو مىآورند تا وارد شام مىشوند ، در آنحال منتظر خروج پسر زن جگرخوار از وادى يابس باشيد كه سفيانى است . « 1 »
در كفاية الموحّدين آورده : محتمل است مراد به مغربى كه به مصر رو مىآورد و مصر و نواحى آن را به تصرّف خود مىآورد و از آنجا قبل از خروج سفيانى با سواران و بيدقها به جانب شام روانه مىشود ؛ همين متمهدى باشد كه فعلا ؛ يعنى سنهء هزار و سىصد و يك خروج نموده و بسيار با سطوت و صولت است كه نواحى مصر را به تصرّف درآورده ، لشكر بسيارى آراسته و جملهاى از سلاطين از سطوت او بسيار خايفاند ، پس شايد او باشد كه مصر و نواحى آن را به تصرّف خود درآورده و مىآورد و محتمل است غير او باشد و بعد از اين خروج نمايد .
[ علايم عامّه ] 18 نجمة
بدان مستفاد از اخبار وارده از ائمّهء اطهار عليهم السّلام ، آن است كه علايم ظهور امام زمان و ولىّ خداوند رحمان بر چند قسم است :
قسم اوّل علايم خاصّه است كه علامت ظهور بودن آنها مخصوص خود حضرت بقيّة اللّه است و احدى با آن جناب در آنها شركت ندارد ، زيرا در اخبار وارد شده تعيين وقت ظهور آن حضرت و علم به آن ، مخصوص خداوند متعال است ؛ مثل علم به
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 461 .