عجائب انار النّار بنصيبين و ظهرت رأية عثمانيّة بواد سود و اضطربت البصرة و غلب بعضهم بعضا و صبا كلّ قوم إلى أن قال عليه السّلام و اذعن هرقل بقسطنطنيّة لبطارقة سفيانى ، فعند ذلك توقّعوا ظهوره متكلّم موسى من الشجر على طور » ؛ « 1 » يعنى وقتى ناقوس صيحه كشد و فرياد نمايد ؛ ظاهرا مراد از ناقوس ، نصارا و فرنگيان است كه در بلاد اسلام صداهاى آنها بلند شود و در بلاد مسلمين ، كليساها ساخته شود ؛ چنانكه فعلا مرسوم شده و در اكثر بلاد مسلمين ، معبد نصارا بنا شده و صداى ناقوس در آنها بلند مىشود و اين دليل بر ضعف اسلام و اهل اسلام و قوّت غلبهء كفر است كه در هر بلدى از بلاد اسلام معبدى بنا كرده ، فرياد ناقوس از آنجا بلند است .
مراد از كبس كابوس ، اين است كه هركسى سر خود را براى رياست و سلطنت بلند نمايد و به معنى صريح نيز آمده كه مقدّمهء جنون مىباشد ؛ يعنى مردم به تخيّلات واهى نفسانى براى فتنه و آشوب سر بلند مىنمايند .
شايد مراد به تكلّم جاموس ، آن باشد كه شخص عظيم الجثّه و صاحب شوكتى سلطنت نمايد كه امر ، امر او باشد و هرچه خواهد به عمل آورد يا شخص بىفهمى بر خلق مسلّط شود كه در عدم ادراك مانند گاو باشد كه سلطنت و حكومت نمايد و يا مراد ، احمقى است كه در دين بدعتها بگذارد ، مذهب و ملّت احداث نمايد و مردم از روى جهالت و حماقت آنچه را او بگويد ، قبول كنند .
محتمل است مراد به اشتعال آتش در نصيبين - بلدى ميان شام و عراق - محترق شدن به آفتاب آسمانى از برق و آتش باشد و محتمل است كنايه از افروخته شدن آتش فتنه و فساد باشد كه به هيچوجه اطفاى آن ممكن نباشد .
مراد به ظهور آيات عثمانيّه در وادى سود ، آن است كه از طرف بلاد مغرب زمين از طوايف سودان كه جمّ غفيرى هستند ؛ رايات و علمهاى عثمانيّه بلند شود و در آن جنگ و خونريزى بسيار شود ، محتمل است مراد به آن ، همين شخص معروف به متمهدى باشد كه حال تاريخ تأليف آن كتاب است كه سنهء هزار و سىصد و يك باشد ،
هامش
( 1 ) . مشارق الانوار ، صص 167 - 166 .