و ستارگان است و بهعبارت اخرى ، شايسته است اوّليت آن ، اضافيّه باشد نه حقيقيّه .
گوييم : بلى ، احتمال دارد و لكن در حديث ابو هريره از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درست شده كه سهچيز است كه چون ظاهر شوند ، ايمان نفسى كه پيش از آن ايمان نداشته ، سود نكند ؛ برآمدن آفتاب از مغرب ، خروج دجّال و دابّة الارض . مقرّر است كه خروج دجّال پيش از نزول عيسى عليه السّلام باشد .
در زمان عيسى عليه السّلام ايمان مقبول است ؛ چنانكه مبيّن شد .
حاصل كلام آن است كه در باب ، نقلى كه به تواتر موجب علم شود ، ديده نشده و آن چه تواتر آن ثابت است ، آن است كه در آخر الزمان آفتاب از مغرب برآيد و ايمان كفّار كه آن را مشاهده كرده باشند ، مقبول نيفتد .
امّا آنكه ميقاتش كى باشد ؟ به يقين معلوم نيست . احتمال دارد پيش از عيسى باشد بر آن منوال كه بيان شد كه اين عدم قبول ، مخصوص همان قرن باشد كه اين آيت را ديدهاند و بعد از گذشتن آن قرن ، توبه قبول شود و احتمال دارد بعد از وفات عيسى عليه السّلام و بعد از مؤمنانى كه به وى ايمان داشتند ، باشد و بعد از آن ، شرار خلق باز مانند و بر كفر و فساد مستمرّ و مصرّ باشند ، آنگاه غضب الهى به ايشان رسيده ، عذاب بر ايشان واجب شود ، آفتاب از مغرب بر ايشان طلوع كند و آنوقت ايمانشان بر مثال ايمان يأسى مقبول نباشد ، كما قال اللّه تعالى و لم يك ينفعهم ايمانهم لمّا رأو بأسنا سنّة اللّه الّتى قد خلت في عباده و خسر هنا لك الكافرون .
اين ناچيز گويد : از فقرهء خطبهء علويّه كه ذكر شد هم ، تصريح به عدم قبولى توبه هنگام طلوع آفتاب از مغرب مستفاد مىگردد .
[ علايم ظهور در كلام حضرت امير ( ع ) ]
اكمال و تذييل في احتمال و تأويل بدان بعض از علما فرموده : محتمل است طلوع آفتاب از مغرب ، كنايه از طلوع نور جمال عديم المثال حضرت بقيّة اللّه باشد كه بروز و ظهور آن ولىّ حضرت ذو الجلال