در حديث ديگر است : « لا ينفع التوبة حتّى تطلع الشمس من مغربها » . « 1 »
بعضى برآناند كه عدم قبولى توبه نسبت به كسانى است كه اين آيه را مشاهده كرده و بعد از آن ايمان آورده باشند . امّا قومى كه بعد از اين حال موجود گردند و تا وقتىكه شمس از مغرب طلوع مىكند ، به حدّ تميز نبوده باشند ؛ از اين حكم خارجاند .
در معتمد ، تور پشتى مىگويد : در حديثى يافتهام دو پير كه در پيرى به كمال رسيده باشند ، به يكديگر رسند ، يكى از ديگرى پرسد عمر تو چهقدر است و ولادت تو در كدام قرن بوده ؟ وى گويد اهل من به من گفتند تو در وقت طلوع آفتاب از مغرب متولّد شدهاى ، دليل بر اين سخن آنكه در حديث صحيح است كه انّ اوّل الأية خروجا طلوع الشمس من مغربها .
به اين تقدير ، اين آيه و علامت پيش از خروج دجّال باشد و قبل از نزول عيسى عليه السّلام از آسمان بود و ايمان در زمان عيسى عليه السّلام به دليل آيهء
وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ
« 2 » مقبول خواهد بود .
اگر گويند : اين آيه بر قبول ايمان ايشان دلالت نمىكند ، بلى بر توبه و ايمان آنان دلالت دارد و شايد ايمان ايمانآورنده قبول نباشد .
گوييم : در حديث ، درست است كه عيسى عليه السّلام جزيه را وضع كند و معنى وضع و نهادن ، آن است كه همه به دين حق ايمان آورند ، تا آنكه كسى نباشد كه جزيه بر وى لازم شود .
ايضا در تفسير آيهء
وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
« 3 » آوردهاند : فيؤمن من به اهل الملل جميعا .
اگر گويند : شايسته است مراد از اوّل آيات كه در حديث وارد شده ، آن باشد كه برآمدن آفتاب از مغرب ، اوّلين آيت آسمانى است ؛ يعنى اوّلين اختلال در نظام افلاك
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 4 ، ص 99 ؛ سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 240 .
( 2 ) . سوره نساء : آيه 159 .
( 3 ) . سوره آل عمران : آيه 199 .