مصابيح ، مرده زنده نمودن آن لعين را به اذن اللّه مقيّد نفرمود ، بلكه مطلق گذاشت كه موجب توهّم احياى او مردگان را بهطور مستقل است ؟
جواب : احيايى كه مظهركنندهء آن عيسى عليه السّلام بود ، معجزه براى هدايت خلق بود و اين احيا كه مورد و مموّهء آن دجّال بدسگال است ، استدراجى براى ضلالت خلق است ، پس خداوند آن احيا را به خود نسبت داده ، چون به اذن و رضاى او تعالى شأنه العزيز بود و در حديث نبوى ، احياى دجّال را به حق تعالى نسبت نداد ، زيرا به اذن و رضاى خداى تعالى نيست ؛ اگرچه به تقدير ربّ الارباب است ، انتهى . ما في اسرار الفاتحة مع مزيد توضيح منّى عن بعض عباراته .
[ فرق معجزه و سحر ] 11 نجمة
بدان چون تمام اضلالات دجّال ملعون به واسطهء سحر و شعبده و مخاريق است ؛ مناسب ديدم بعضى از فروق معجزه و سحر را براى بصيرت مطالعهكنندگان به منصهء تقرير و بيان درآورم ؛ اگرچه در تضاعيف مؤلّفات خود عموما و در عنوان شصت و ششم و هفتم و هشتم از جزء دوّم كتاب الجنة العالية ، خصوصا معنى معجزه ، شرايط آن ، فرق ميان آن و سحر و اقسام سحر را بما لا مزيد عليه متعرّض شدهام .
منقول ؛
1 - از فروق ميان معجزه و سحر اين است كه معجزه به قوّت نفس صاحب معجزه است ، از جهت ارتباط او به عالم قدس و ملايكهء عالم علوى ، چنان ارتباطى كه عالم عناصر به جملتها و تمام عوالم امكان برّمتها باذن اللّه و اجازته در فرمان او مىباشد ؛ بدون اينكه اسباب و آلت و حيلهاى به كار برد ، به خلاف ساحر كه در سحر خود اسباب و آلات و حيلهها به كار مىبرد ، ساحر وقتى به فنّى ماهر است ، آنوقت در همان فنّ به امر غريب اتيان مىنمايد ، نه آنكه در هرچه از او سؤال كنند كه اتيان آن با