اين ناچيز گويد : اين شبهه بنابر روايت مصابيح است و بنابر غير آن ، احيايى در كار نيست ؛ بلكه نمودار كردن دو ديو به صورت پدر و برادر كسى است كه آن ملعون به او گفت : مىخواهى پدر و برادرت را زنده نمايم ؛ چنانكه در روايت ديگرى است كه از اسرار الفاتحة نقل شد و يا مصوّر نمودن شيطانى به صورت آن مقتول است كه او پنهانكنندهء جسد مقتول به دست دجّال مىباشد ، چنانكه از كفاية المهتدى منقول افتاد .
نيز در دفع اين شبهه ، بر فرض احياى ميّت از آن ملعون ، كفايت مىكند اينكه حق تعالى باوجود قضاى حاجت آن ملعون در احياى مرده ، مثل آنجا كه رود نيل را براى فرعون بىعون جارى ساخت و حاجت آن با لجاجت را برآورده كرد ؛ نفس اين قضيّه را كه زنده كردن مرده باشد ، برهانى واضح قرار داده كه احياى مرده به قدرت و اختيار آن ملعون نيست و طريق اين برهان چنانكه در تفسير مذكور متعرّض شده ، اين است كه بعد از آن ، چون آن لعين بخواهد آن مرده را كه زنده شده به قتل رساند ، نمىتواند و مقرّر است هركس از كشتن عاجز شود كه حق تعالى آن را از مقدورات خلق قرار داده ، پس به طريق اولى از احيا كه قدرت خلق از آن قاصر است ، عاجزتر باشد .
شبههء ثانيه : روايت است كه حق تعالى مدّعى نبوّت را كه به باطل دعوى كرده به نوعى از آنچه خلق از امثال آن عاجز باشند ؛ مدد نكند ، پس چگونه روا باشد مدّعى ربوبيّت را در احياى نفسى به وقت حاجت وى بدان ، اجابت كند ؟
جواب : دفع اين شبهه به آن متحقّق گردد كه گوييم : مدّعى نبوّت باطل ، دعوايى كرده است كه وجود آن در بشر ممكن است الّا آنكه علم آن ، مغيب است و از نفس اين مدّعى ، دليلى بر بطلان خويش نيست و شناخت وى بهدليل ديگر ، براى كسى كه ميان صادق و كاذب فرق گذارد ، حاصل شود ، پس اگر خداوند مدّعى نبوّت باطل را به معجزهاى مدد فرمايد ، نمىتوان ميان محقّ و مبطل فرق گذاشت و اشتباه ميان داعى كفر و ايمان ، لازم آيد و اين از مقتضاى حكمت دور است ، لذا بايد او را به خارق عادتى
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 205
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٠٥