آن فرود آيم الّا مكّه و مدينه كه داخل شدن در اين دو مكان برايم ممكن نشود و هرگاه قصد رفتن به آن دو جا را نمايم ، ملكى بر من شمشير آخته ، منع نمايد .
پس از آن ، جسّاسه ؛ يعنى خر خود را آواز داد . آن حيوان حاضر گرديد ، به آن گفت :
اين جماعت را برداشته ، به بلادشان برسان ! ما را بر پشت خود سوار كرده ، در ساعت به اراضى مدينهء طيّبه رساند ، بر زمين گذاشت و رفت . تميم دارى كه در نصرانيّت خود اصرار داشت ، بعد از ديدن اين كيفيّت ، اسلام را قبول نموده ، بر آن ثابتقدم گرديد ، تا آنكه از دنيا درگذشت .
[ اختلاف در كيفيت خروج دجّال ] 8 نجمة
بدان چگونگى حال دجّال ضلال ، كيفيّت خروج آن ملعون و فتنههاى آن شوم خئون ، آنچنانكه بايد و شايد در اخبار خاصّه ديده نشده ، لكن در اخبار عاميّهء آنها به طريق استيفا استقصا شده ، از جمله ، بنابر نقل ملّا معين هروى در تفسير اسرار الفاتحهاش ، اختلافات واقعهاى در امر آن ملعون است و آنها سهتاست :
اختلاف اوّل : آن مردود به چشم راست اعور است يا به چشم چپ و اين اختلاف از قبل راويان است ، چراكه فى الواقع در اين موضوع در اخبار حضرت نبوى ، اختلاف ممكن نيست و در اكثر روايات وارد است يكى از دو چشمش چون دانهء انگور كه بر سر آب آيد ، نمايان است و تعيين نشده كدام چشم او است . رواياتى كه در اعور بودن چشم راست او وارد شده ، زياد است . چون حديث وارد شده كه چشم راست او ممسوح است - ممسوح كسى است كه شكاف چشمش پيدا نباشد - و نيز در حديث است كه چشم وى چون دانهء انگورى باشد كه بر روى آب آيد و اين ، خلاف ممسوح است ؛ پس جمع ميان اين احاديث ، از اين وجه ممكن است كه چشم راستش ممسوح و چشم چپش ؛ مثل دانهء انگور روى آب آمده باشد ، به اين معنى كه از اصل خلقت يك چشم ندارد و چشم ديگرش نيز ، خلقت ناقص است .