إلى قيام الساعة امرا اكبر من الدجّال . از اين جهت بود كه حضرت رسالت امّت را بر ثبات متابعت مىفرمود ، مؤمنين را از مغلطهاى آن لعين ، تنبيه مىكرد و مىفرمود :
همهء پيغمبران قوم خود را از واقعهء دجّال خبر كردهاند و انذار ايشان نمودهاند .
چنانكه نوح نجى عليه السّلام قوم خود را انذار فرمود و از فتنههاى او خبردار كرد و امّا من ، سخنى به شما مىگويم كه هيچ پيغمبرى بر امّت خود نگفته ؛ اين مقدار بدانيد كه وى اعور ؛ يعنى يك چشم است و حق تعالى شأنه ، اعور نيست . اين كلام ، نوعى تنبيه بر تلبيس آن لعين است و بر كمال اضلال او دلالت دارد . از بسيارى انذار و تحذير حضرت ، از آن لعين بود كه وقتى اسماء بنت يزيد گفت : يا رسول اللّه ! لقد خافت افئدتنا بذكر الدّجال .
حضرت در مقام تسليهء او برآمده ، فرمود : أن يخرج و أنا حىّ فأنا حجيجة و الّا فانّ ربّي خليفة على كلّ مؤمن .
در اين نسخه ، چند فتنه از او مبيّن مىشود تا كمال اضلال او و اظهار استغناى الهى سبحانه را مشاهده كنى و از سوء قضاى او به حق تعالى پناه برى .
از جمله فتنههاى او ، آن است كه او بدانچه در ضمير بگذرد ، اطّلاع دارد و از امور غيبى خبر دهد و ما في الضمير خلايق را يكبهيك معروض دارد و از اين ممرّ ، چندينهزار اضلال نمايد ؛ چنانچه شمّهاى از اين معنى در كيفيّت ملاقات او با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله سمت تحرير يافت كه آن بزرگوار چيزى را در ضمير گرفتند و از آن سؤال فرمودند و آن لعين گفت : الدخ الدخ كه آن مضمر ، آياتى از سورهء دخان بود .
فتنهاى ديگر از فتنههاى او ، سحر است كه گويند او ساحرترين خلايق است و از كمال سحر او خواهد بود كه سالى را ، روزى خواهد نمود ؛ چنانكه آن حضرت ؛ يعنى جناب ختمىمآب ، بيان فرمود ؛ چون اصحاب پرسيدند : و ما لبثه فى الأرض يا رسول اللّه !
قال : اربعون يوما كسنة و يوم كشهر و يوم كجمعة و سائر الأيّام كايّامكم .
شارح طيّبى مىگويد : دجّال چندان از شبهات و تمويهات ظاهر گرداند كه عقول
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 200
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٠٠