تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
چون او را به سخن گفتن درآورد ، دانست او بر باطل و از جملهء ساحران يا كاهنان است يا از كسانى است كه جنّ در صورت انسان نزد ايشان مىآيد اخبارى به ايشان مىگويد و يا از كسانى است كه شيطان با ايشان مراوده مىكند و بعضى خبرها را به زبانشان جارى مىسازد . وقتى آن حضرت قول او را شنيد ، بر او درشتى نمود و فرمود : دور و خوار شو ! تو هرگز از قدر خود تجاوز نخواهى كرد . مراد حضرت از اين كلام ، اين است كه خبرى كه او داد ، شيطان به زبانش جارى نمود ، نه اين‌كه از جهت وحى گفت و او حالت‌هاى مختلفى داشت ، در بعضى از آن‌ها خبرش مطابق واقع مىشد و در بعضى ديگر ، خطا مىكرد ؛ چنان‌كه خودش گفت : به من خبرى راست و خبرى دروغ مىآيد ، در اين‌حال ، حضرت فرمود : امر بر تو مشتبه شده است . مجملا او فتنه‌اى است كه خداوند عالم ، بندگان خود را به آن امتحان مىكند تا هلاكت هالكان و نجات ناجيان بعد از اقامهء حجّت و برهان و جوشيدن آنان در بوتهء امتحان ، شده باشد ؛ چنان‌كه قوم موسى در زمان خويش با گوساله امتحان و هلاك شدند و بعضى ديگر كه خداى تعالى ايشان را هدايت نمود و نگاه داشت ، نجات يافتند . كلام ابو سليمان تمام شد كه بغوى در شرح السنه آن را نقل نموده است . علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار مىفرمايد : علماى اهل سنّت در اين‌كه دجّال همان ابن صيّاد است يا نه اختلاف كرده‌اند . جماعتى گفته‌اند : دجّال غير ابن صيّاد است ، زيرا چنين روايت شده كه ابن صيّاد از عمل خويش توبه و بازگشت نمود و در مدينه وفات كرد ، كفن را از صورتش برداشتند و مردم او را مرده ديدند . از ابو سعيد خدرى نيز حديثى روايت نموده‌اند كه دلالت دارد به اين‌كه او دجّال نيست و جماعت ديگرى معتقدند او دجّال است و اين را از ابن عمر و جابر انصارى روايت كرده‌اند .