زمان - صلوات اللّه عليه - در هر قطرى از اقطار ارض ، براى هر پريشان درمانده ، گمگشتهء وامانده ، متحيّر نادان و سرگشتهء حيران ، گسترده و باب آن باز و شارعش عام است ؛ با صدق اضطرار و حاجت و عزم ، با صفاى طويت و اخلاص سريرت ، اگر نادان است ، شربت علمش بخشند ، اگر گم شده است ، به راهش رسانند و اگر مريض است ، لباس عافيتش پوشند ؛ چنانكه از سير در حكايات و قصص گذشته ظاهر مىشود .
نتيجهء مقصود در اين مقام اينكه حضرت صاحب الامر - صلوات اللّه عليه - حاضر در ميان عباد ، ناظر بر حال رعايا ، قادر بر كشف بلايا و عالم بر اسرار و خفايا ؛ بهجهت غيبت و ستر از مردم از منصب خلافتش عزل نشده ، از لوازم و آداب رياست الهى خود دست نكشيده و از قدرت ربّانى خويش ، عجز به هم نرسانده ؛ اگر بخواهد مشكلى را حلّ كند كه اندر دل افتاده ، بىآنكه از راه ديدن و كوشش ، چيزى به آنجا رساند و اگر بخواهد دلش را به آن كتاب يا عالمى كه دواى دردش نزد او است ، مايل و شايق كند ، گاهى به او دعا تعليم دهد و گاهى در خواب دواى مرضش را به او آموزد .
اينكه ديده و شنيده شده كه با صدق ولا و اقرار به امامت ، چهبسيار شده كه ارباب اضطرار و حاجت در مقام عجز و لابه و شكايت برآمدند ولى اثر اجابت و كشف بليّه نديدند ، علاوه بر اينكه اين مضطرّ ، غالبا موانع دعا و قبول را داراست يا از جهت اشتباه در اضطرار است كه خود را مضطرّ مىداند در حالىكه نيست و خود را گمگشته و متحيّر مىداند و راهش را به او نماندهاند مثل جاهل به احكام علمى كه به عالمش ارجاع فرمود .
در توقيع مبارك آمده : در جواب مسايل اسحاق بن يعقوب مرقوم فرمود : امّا حوادثى كه به شما روى دهد ، پس در آنها به راويان احاديث ما مراجعه كنيد ؛ به درستى كه آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر ايشان هستم . « 1 » مادامى كه جاهل دستش به عالم برسد ، هرچند به مهاجرت و مسافرت باشد يا به كتاب او ، در
هامش
( 1 ) . ر . ك : كفاية الاحكام ، ص 83 ؛ المحاسن ، ج 1 ، ص 1 ؛ كمال الدين و تمام النعمة ، ص 384 ؛ وسائل الشيعه ، ج 27 ، ص 140 ؛ الفصول العشره ، ص 10 ؛ الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 291 .