در باب سابق در حديث ابو الوفاى شيرازى گذشت كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود :
چون درمانده و گرفتار شدى ، به حجّت استغاثه كن كه او تو را درمىيابد و براى هر كس كه به او استغاثه كند ، فريادرس و پناه است .
[ فرمايش حضرت امير ( ع ) به رميله ]
شيخ كشّى « 1 » و شيخ صفّار در بصائر « 2 » از رميله روايت كردهاند كه گفت : در زمان امير المؤمنين عليه السّلام تب شديدى كردم . روز جمعه در نفس خود ، خفّتى يافتم و گفتم :
چيزى را بهتر از آن نمىدانم كه آبى بر خود بريزم ؛ يعنى غسل كنم و در عقب امير المؤمنين عليه السّلام نماز كنم . چنين كردم و به مسجد آمدم . چون امير المؤمنين عليه السّلام بالاى منبر برآمد ، تب به من معاودت نمود . چون امير المؤمنين عليه السّلام مراجعت نمود و داخل قصر شد ، با آن جناب داخل شدم ، فرمود : اى رميله ! ديدم تو را كه بعضى از تو و به روايتى ، پس امير المؤمنين عليه السّلام به من ملتفت شد و فرمود : اى رميله ! چه شده بود كه ديدم بعضى از اعضايت در بعضى درهم مىشد ؟ حالت خود را براى آن جناب نقل كردم كه در آن بودم و آنچه مرا در رغبت بر نماز عقب آن جناب واداشت .
فرمود : اى رميله ! مؤمنى نيست كه مريض شود مگر آنكه ما به جهت مرض او مريض مىشويم ، محزون نمىشود مگر آنكه به جهت حزن او محزون مىشويم ، دعا نمىكند مگر آنكه برايش آمين مىگوييم و ساكت نمىشود مگر آنكه برايش دعا مىكنيم .
گفتم : يا امير المؤمنين ! فدايت شوم ! اين لطف و مرحمت براى كسانى است كه در اين قصر جناب تواند ، مرا از حال كسانى خبر ده كه در اطراف زميناند !
فرمود : اى رميله ! مؤمنى در مشرق و مغرب زمين از ما غايب نيست يا نمىشود .
هامش
( 1 ) . رجال الكشى ، صص 103 - 102 .
( 2 ) . بصائر الدرجات ، صص 280 - 279 .