جناب ، مثل ساير حجج عليهم السّلام ، تكميل دين ، آموختن شرايع ، برگرداندن سركشان متمرّدان نزد مولاى حقيقى خود و نماياندن راه به گمشدگان در وادى ضلالت است كه بيشتر اهتمام ايشان در آن و تحمّل همهء مصايب و ناملايمات براى آن بوده است .
در تفسير عسكرى عليه السّلام « 1 » مروى است كه حقتعالى به حضرت موسى عليه السّلام وحى كرد اگر يك نفر از كسانى كه از درگاه من گريخته يا از ساحت عزّتم ، گمشده باشد ، بهسوى من برگردانى ، براى تو از صد سال عبادت بهتر است كه روزها ، روزه باشى و شبها براى عبادت بر پا ايستاده باشى .
موسى گفت : آن بندهء گريخته ، كدام است ؟
فرمود : گناهكاران و آنان كه فرمان مرا نمىبرند .
پرسيد : گمشده كيست ؟
فرمود : جاهل به امام زمانش . امامش را به او بشناساند يا كسى كه بعد از شناختن امامش از او غايب باشد ؛ يعنى به شريعت دين او جاهل باشد . پس شريعت و آنچه به وسيلهء آن پروردگار خود را عبادت كند به او بشناساند و بهسبب آن به خوشنودى او برسد .
[ رفع هموم شيعيان ]
هركس گناهكارى را از معصيتى نادم كند و توبه دهد ، كلفتى را از آن حضرت برداشته و همّى را از جنابش بر طرف نموده ، همچنين اگر منكر صانعى يا رسالتى يا امامتى را توحيد يا ايمان يا اسلام آموخته ، يا مسايلى را به احكام دينى تعليم نموده ، هرچند اندك باشد يا كسى را از ظلمات ريا ، نفاق ، شبهه ، حرص ، طمع ، حقد ، حسد ، حبّ دنيا ، جاه و رياست بيرون كشيده و به نور اخلاص ، يقين ، زهد ، قناعت ، الفت ، محبّت و بغض دنيا رسانده كه هر جزيى از آن ، رفع همّى از آنجناب
هامش
( 1 ) . تفسير امام العسكرى ، ص 342 ؛ ر . ك : منية المريد فى ادب المفيد ، ص 16 ؛ الجواهر النية فى احاديث القدسيه ، ص 77 ؛ بحار الانوار ، ج 2 ، ص 4 .