خداوند به او فرمود : مرحبا ! بهوسيلهء تو عطا مىكنم ، به تو مىآمرزم و به تو عذاب مىكنم .
[ روايت حسين بن روح ]
شيخ طوسى در كتاب غيبت « 1 » به سند معتبر از ابى القاسم حسين بن روح ، نايب سوّم روايت كرده ، گفت : اصحاب ما در تفويض و غير آن اختلاف كردند . پس نزد ابى طاهر بن بلال در ايّام استقامتش رفتم ؛ يعنى پيش از آنكه بعضى مذاهب باطل اختيار كند ، پس آن اختلاف را به او فهماندم .
گفت : به من مهلت ده ! چند روز به او مهلت دادم ، آنگاه نزد او معاودت كردم .
حديثى بيرون آورد به اسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : هرگاه خداى تعالى امرى را اراده نمود ، آن را بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، آنگاه امير المؤمنين و يكيك ائمّه عليهم السّلام عرضه مىدارد ، تا آنكه بهسوى صاحب الزمان - عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - منتهى شود . آنگاه بهسوى دنيا بيرون مىآيد و چون ملايكه اراده نمودند عملى را بهسوى خداوند - عزّ و جلّ - بالا برند ، بر صاحب الزمان عليه السّلام ، آنگاه بر هريك از ائمّه عليهم السّلام عرض مىشود ، تا اينكه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض مىشود و بعد بر خداوند - عزّ و جلّ - عرض مىشود . پس هرچه از جانب خداوند فرود مىآيد ، بر دست ايشان است و آنچه بهسوى خداوند - عزّ و جلّ - بالا مىرود بر دست ايشان است و بهقدر به هم زدن چشمى از خداوند - عزّ و جلّ - بىنياز نيستند .
سيّد حسين مفتى كركى ، سبط محقّق ثانى در كتاب دفع المناوات از كتاب براهين نقل كرده كه او از ابى حمزه از حضرت كاظم عليه السّلام روايت نموده كه گفت : شنيدم آن جناب مىفرمايد : ملكى نيست كه خداوند او را بهجهت هر امرى به زمين بفرستد ، مگر آنكه به امام عليه السّلام ابتدا مىكند . پس آن را بر آن جناب معروض مىدارد ، بهدرستى كه محلّ تردّد ملايكه از جانب خداوند تبارك و تعالى ، صاحب اين امر است .
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 387 .