تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
خطاب رسيد : اى موسى ! اين‌چه گمان است كه به دوستان ما مىبرى ، دوست ما را سباع نخورد و به زمين فرو نشود ؟ دوست جز نزديك دوست به كجا رود ، در آسمان نگاه كن ! چون نگاه كرد ، او را
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 1 » ديد .

تنبيه [ مناط محبّت دنيا و علاقه نداشتن كثرت مال و منال است بلكه مناط تعلّق خواطر و عقد ، قلب است ]

بدان مناط محبّت دنيا و علاقه نداشتن كثرت مال و منال است ، بلكه مناط تعلّق خواطر و عقد ، قلب است به آن‌چه در او است و از ناحيهء او است و براى تصديق اين امر ، ملاحظهء حكايت برخ آسود ، براى تو كفايت مىكند ، چون بعد از اين‌كه آن‌گونه عرايض در ساحت بارى نموده كه موسى قصد كرد او را بزند ولى با آن‌گونه كلمات خشن ، خداوند باران رحمتش را به واسطهء استسقاى او بر بنى اسراييل بارانيد ، مع ذلك مىفرمايد : بندهء من عيبى دارد و آن اين است كه به نسيم سحر تعلّق خاطر دارد و از وزيدن آن بر بدنش خوشش مىآيد .

[ حكايت واعظ قزوينى ]

از جمله مناسبات مقام ، ذكر حكايت واعظ قزوينى با شخصى درويش است . حكايت در السنه و افواه مشهور و در بعضى از كتب ، مسطور است ملّا رفيعا كه در عصر صفويّه از علماى اخيار و واعظ نامدار بوده ، بسيار متموّل و با ثروت بود ؛ به نحوى كه ميخ‌هاى اصطبل آن از نقره بوده و مع ذلك در منبر ، مردم را به ترك دنيا تحريص و ترغيب مىنمود ؛ چنان‌كه در كتابش ابواب الجنان هم ، بياناتى در مذمّت دنيا و ترك آن دارد . روزى درويشى پاى منبر او نشسته ، مواعظش را استماع مىكرد . از قضا كلامش به ذمّ دنيا و متاع آن منجر شده ، از آن بسيار مذمّت نمود . آن درويش بعد از فراغ از منبر ، ملازم آن مرحوم شده تا دهليز خانه‌اش رفت و
هامش
( 1 ) . سوره قمر ، آيه 55 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 541 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي