تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
فراوانى نعمت ترغيب كرديم . گمان ايشان به يقين تبديل شد كه در اين ولايت مخالف نمىباشد . بيرون آمدند و نماز ظهر را به جماعت گزاردند ، درهم بسيار بيرون آوردند كه چيزى بخرند و سكّهء آن دراهم ، به نام امام مهدى عليه السّلام بود . ملعون مخالفى كه ميان جماعت ما بود با مخالف ديگر گفتند : اين جماعت رافضىاند ، اگر اين دراهم را در ولايت شام در مىآورند ، به ايشان اذيّت بليغ مىنمايند . آن مردمان وقتى اين سخن را شنيدند تا شب نايستادند ، فى الحال بر كشتىهاى خود سوار شده ، از همان راه كه آمده بودند ، مراجعت نمودند . سيّد مشار اليه فرمود : هنوز پيش پدر و اقرباى من چهار تنگه از آن دراهم باقى است . كلام مجلسى تمام شد . بالجمله بعد از اعتقاد به زندگى و غيبت آن بزرگوار ، استحباب تناكح و تناسل و منع از رهبانيّت و عزوبت ؛ لا بد آن حضرت ، عيال و اولاد مىدارد و چنان‌كه عادت اقتضا مىكند كثرت آن به سبب طول عمر ، باعث اختيار بلدى خاص مىگردد كه خالى از غير خواصّ است تا ذكر آن حضرت چنان‌كه مقتضاى حكمت غيبت است ، مستور ماند و اولاد او هم به آسودگى خاطر زندگى كنند . پس گول اين شبهات و اين استبعاد و انكار وجود بلاد آن بزرگوار و اولاد او را در افسانهء شهر مخور و اللّه الولى الهادى الى صراط مستقيم . ما در صبيحهء سى و يكم عبقريهء سوّم از بساط سوّم كه در ردّ شبههء بيست و نهم مخالفين است از ترك سنّت اكيدهء جدّش ؛ يعنى تزويج و نكاح ، آن‌چه را در اين‌جا ذكر شده - مع اشياى زايده دفعا للشبه - ذكر نموده‌ايم . هركس طالب باشد به آن رجوع كند .

[ عطّار بصراوى ] 17 ياقوتة

مكاشفهء عطّار بصراوى است . معاصر عراقى در كتاب دار السلام گفته : شخص فاضل و ثقهء عادل ، مولا محمد امين عراقى نقل نمود ؛ اگرچه نسيان كردم كه مستند نقل آن ، چه بود و شايد به خطّ بعضى