فى البحار « 1 » « عن الصّادق عليه السّلام انّ اللّه و اديا ينبت الذّهب و الفضّه كالشعير و الحنطة و قد حماه اللّه باضعف خلقه و هو النّمل لو رامته النجاتى ما قدرت عليه » « 2 » ترجمهاش قريب به چيزى است كه از كتاب شاهد صادق نقل شد .
تأييد لما ذكر و تشييد لما سطر
معاصر عراقى در كتاب دار السلام از كتاب تذكرة الائمّهء مجلسى ره نقل نموده كه مكان حضرت قائم - عجّل اللّه فرجه - در اين زمان ؛ يعنى غيبت كبرا به طريق مخالفين ؛ چنانكه در اكثر كتب ايشان است ، قريهاى است كه نام آن كرعه مىباشد و به طريق ديگر ، دو شهر در مشرق و مغرب است كه ماوراى اقاليم مىباشد ؛ نام يكى از آنها جابلسا و ديگرى جابلقاست و در آنجا ساكناند .
در كتاب نزهة الناظر مسطور است : امروز مكان صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه - در جزيرهاى از جزاير مغرب است و آن را علميّه خوانند و هريك از اولاد ذكور آن حضرت ، طاهر و قاسم در جزيرهاى از آن جزاير حاكماند . مؤيّد اين قول آنكه در شام شهرى است كه آن را جزيره مىنامند . سيّد صالحى و شيعه كه از مردم آن ولايت است ، به اين فقير خبر داد كه ما در مكّه بوديم ، شخصى را ديديم كه در بازار مىگشت و زرى داشت كه مىخواست چيزى بخرد و كسى آن زر را از او نمىگرفت .
به دو گفتم : چه حالى دارى ؟
گفت : چند درهم دارم و كسى آنها را از من نمىگيرد ، نمىدانم چه كنم ؟
گفتم : به من بنماى ! چون نگاه كردم ، سكّهء آنها اين بود : اللّه ربّنا و محمّد نبيّنا و المهدىّ امامنا .
پرسيدم : تو از كجايى ؟
گفت : از بلاد مغرب ، در ميان درياى اخضر . ما پادشاهى داريم كه نام او مهدى عليه السّلام
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 14 ، ص 91 و ج 61 ، ص 240 ؛ تفسير القمى ، ج 2 ، ص 126 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 14 ، ص 91 .