تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
اخبارى كه در ذكر اسم آن است كه شخص او ديده نشود و ذكر اسمش نشايد و مثل اخبارى كه در باب غيبت وارد شده كه آن حضرت مردم را مىبيند ولى مردم او را نبينند . نيز مثل خبر مظفر علوى از حضرت رضا عليه السّلام كه فرمود : خضر عليه السّلام از آب حيوان آشاميد . پس او زنده باشد و نميرد تا در صور دميده شود ، او نزد ما آيد و بر ما سلام كند ، ما صوت او را مىشنويم ولى شخص او را نمىبينيم ، او در هر جا كه نامش برده شود ، حاضر مىشود ؛ هركس نام او را برد ، بر او سلام مىكند ، او در موسم حجّ حاضر گردد و مناسك حجّ را به جا آورد ، در عرفات بايستد و دعاى مؤمنين را آمين گويد ، زود باشد كه خدا او را مونس قائم ما نمايد و وحشت و وحدت قائم ما را به وسيلهء او دفع كند و مثل جميع اخبار غيبت ، زيرا معنى غيبت آن است كه از جميع نظرها غايب باشد و اگر يك نفر هم او را ببيند ، صدق نكند كه از همهء نظرها غايب است . بعد از تأمّل ، انصاف آن است كه اين اخبار بر عموم نفى رؤيت از جميع مردم در جميع اعصار دلالت نكند تا با وقوع رؤيت براى مردم در بعض اعصار منافى باشد . امّا اجمالا ؛ پس به سبب آن‌كه شكّ و شبهه‌اى نيست كه آن حضرت خدّام و غلامان ، بلكه عيال و اولاد داشته باشد ، زيرا به علاوه آن‌كه در خبر مفضل كه ان شاء اللّه بعد از اين مذكور شود ، تصريح شده مباشرين امور خدّام او ، او را مىبينند و حيات و بقاى انسان ، بدون آن‌ها متعسّر و بدون بعض ديگر ، متعذّر است و مباشرت انسان در جميع مقدّمات زندگى خود در عادت نشايد و غيبت ، از اين نوع كاركنان هم‌چنين باشد ، مگر آن‌كه مراد از غيبت اين باشد كه ديده شود ولى شناخته نشود ، اين نيز با ظاهر اخبار غيبت و نفى مشاهده و رؤيت منافى است ، زيرا چنين كسى را مجهول و غير معروف گويند ؛ نه غايب و غير مشاهد . پس با آن‌كه آن حضرت از خدّام و غلامان و كسان خود غايب و غير مشاهد نباشد ، دلالت اين اخبار بر عموم نفى رؤيت و مشاهده ، تمام و بدون آن ، استدلال نشود ، زيرا كسى نفى رؤيت و مشاهده را از بعضى انكار نمىكند .