تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
او ، شواهدى است كه بر آن دلالت مىكند . از جملهء آن‌ها بسيارى از زيارات و آداب و اعمال معروفه است كه ميان اماميّه متداول شده و ظاهرا مستندى نه از اخبار ايشان و نه از كتب قدمايشان ندارد كه بر آثار ائمّه عليهم السّلام و اسرار ايشان واقف هستند و اماره‌اى نيست كه شهادت دهد منشأ آن‌ها اخبار مطلقه است يا وجوه اعتبارى كه به نظر مستحسن مىآيد كه ايشان را بر انشا ، ترتيب آن‌ها ، اعتنا به جمع كردن و تدوين آن‌ها داعى شده باشد ؛ چنان‌كه در جمله‌اى از آن‌ها ظاهر است . بلى ، در ورود اخبار در بعضى از آن‌ها مضايقه نداريم و از جملهء آن‌هاست آن‌چه والد علّامه و ابن طاوس از سيّد كبير عابد ، رضى الدين محمد بن محمد آوى روايت كردند تا آخر آن‌چه گذشت ، از آن جمله است قصّهء جزيره خضراى معروف كه در بحار و تفسير الائمّه عليهم السّلام و غير آن مذكور است ، از آن‌هاست چيزى كه على بن طاوس در سرداب شريف شنيده و از آن جمله است آن‌چه به محمد بن على علوى حسينى تعليم فرمود تا آخر آن‌چه گذشت و غير اين‌ها . شايد اين مطلب نيز در بسيارى از اقوال قاعده باشد كه قايل آن‌ها معلوم نيست ، پس چنين باشد كه مطلّع بر قول امام عليه السّلام چون آن قول را ديد ، با آن‌چه اماميّه يا معظّم ايشان بر آن مستقرّ شده‌اند ، مخالف است و از اظهار آن به نحوى كه به او رسيده ، متمكّن نيست و مىترسد حق ضايع شود و از ميان برده ، آن قول را يكى از اقوال اماميّه قرار مىدهد و بسا خود بر آن اعتماد مىكند و به جهت نبودن ادلّهء ظاهره براى اثبات آن بدون تصريح به دليل ، به آن فتوا مىدهد و شايد آن‌چه ذكر شد ، دليل باشد براى آن چه از بعضى مشايخ ما رسيده ؛ از اعتبار اين قسم از اقوال يا تقويت آن‌ها به حسب امكان ، نظر به اين‌كه احتمال دهد آن قول ، قول امام عليه السّلام است كه آن را ميان علما القا فرموده تا بر خطا جمع نشوند و جز به نحو مذكور براى القاى آن در اين حال ، راهى نيست ، انتهى . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 3 ، ص 322 - 321 .