براى اكثر ايشان ظاهر شود و هيچ انسانى ، جز حال نفس خويش را نمىداند .
اگر براى او ظاهر شد ، شبهاتش رفع شده و اگر براى او ظاهر نشده ، مىداند آن جناب بر او ظاهر نشده و اين به جهت امرى است كه راجع به او مىباشد ؛ يعنى براى مانعى است كه در او است ؛ هرچند به جهت تقصيرى كه از طرف او است آن را مفصّلا نمىداند . . . ، الخ .
كلام شيخ منتجب الدين در حكايت سى و چهارم و پنجم و پنجاه و چهارم گذشت و اينكه او سه نفر از علما را از جملهء مشاهدين و سفراى آن جناب شمرد و نيز مثل آن در حكايت پنجاه و هفتم گذشت . از علّامه و سيّد رضى الدين على بن طاوس در چند جا از كتاب كشف المحجّة « 1 » به كنايه و تصريح ، دعواى اين مقام را كرده و در جايى از آن فرموده : بدان اى فرزند من ، محمد ! خداى تعالى الهام نمايد آنچه را كه آن را از تو خواسته و به آن از تو خوشنود مىشود كه غيبت مولاى ما مهدى - صلوات اللّه عليه - كه مخالف و بعضى مؤالف را متحيّر نموده ، از جملهء ادلّه ثبوت امامت آن جناب و امامت آباى طاهريناش - صلوات اللّه على جدّه محمد و عليهم اجمعين - است ، زيرا هرگاه بر كتب شيعه ، و غير شيعه ، واقف شوى ؛ مثل كتاب غيبت ابن بابويه ، غيبت نعمانى ، شفا و جلا و مثل كتاب ابى نعيم حافظ در اخبار مهدى ، صفات او ، حقيقت بيرون آمدن او و ثبوتش و كتابهايى كه در طرايف آنها به آنها اشاره كرديم ، مىيابى آنها يا بيشتر آنها را كه پيش از ولادت آن جناب متضمّن است كه او به غيبت طولانى غايب خواهد شد ، تا اينكه از امامت او بر مىگردند بعضى از كسانى كه به آن قايل بودند ، پس اگر اين غيبت را نكند ، در امامت پدران آن جناب و خودش طعنى خواهد بود .
بنابراين غيبت براى ايشان و براى آن حضرت ، بر مخالفين او در اثبات امامت و صحّت غيبتش حجّت شد ؛ با آنكه آن جناب عليه السّلام بر نحو يقين با خداى تعالى حاضر است و جز اين نيست آنكه او را ملاقات نكرده ، غايب شده ؛ به جهت غيبت ايشان از
هامش
( 1 ) . كشف المحجة لثمرة المهجة ، ص 54 - 53 .