گفت : امام محجوب از عالم را .
گفت : آن جناب از شماها محجوب نيست لكن بدى كردارهاى شماها آن جناب را از شما محجوب كرده . . . ، الخ .
در اين كلام اشارهاى است به اينكه اگر كسى عمل بدى نداشته باشد و كردار و گفتار خود را از قذارات معاصى و آنچه منافى سيرهء اصحاب آن جناب است ، پاك و پاكيزه كرده باشد ، براى او از رسيدن خدمت آن جناب حجابى نيست و علماى اعلام و مهرهء فنّ اخبار و كلام نيز ، به امكان رؤيت در غيبت كبرا تصريح فرمودهاند .
سيّد مرتضى در تنزيه الانبيا در جواب آنكه گفته : هرگاه امام غايب باشد به نحوى كه احدى از خلق به خدمت او نرسد و به او منتفع نشود ؛ پس چه فرقى ميان وجود و عدم اوست ؛ فرموده : اوّل چيزى كه در جواب مىگويم ، اين است كه ما قطع نداريم احدى خدمت امام نمىرسد و بشرى او را ملاقات نمىكند ، اين امرى است كه معلوم نشده و راهى به سوى قطع به آن نيست . . . ، الخ .
نيز در جواب آنكه گفته : هرگاه علّت پنهان شدن امام ، خوف از ظالمين و تقيّه از معاندين باشد ، اين علّت در حقّ مواليان و شيعيان او زايل است ، پس واجب است بر ايشان ظاهر شود ؛ بعد از جملهاى از كلمات فرموده : ما نيز گفتيم ممتنع نيست براى بعضى از اولياى خود ظاهر شود ؛ از كسانى كه از طرفشان ، خوف ندارد و اين امرى است كه نمىشود به نبودن آن قطع كرد و جز اين نيست كه هركسى از حال خود خبر دارد و راهى براى او به سوى فهميدن حال غير خود نيست و در كتاب مقنّع كه مختصرى در غيبت است ، قريب به اين مضمون را فرمودهاند .
شيخ طوسى در كتاب غيبت « 1 » در مقام جواب از سؤال مذكور ، بعد از ذكر كلماتى چند ، فرموده : آنچه سزاوار است جواب داده شود از سؤالى كه مخالف آن را نقل كرده اين است كه ما مىگوييم :
اوّل : بر پنهان بودن آن جناب از جميع اولياى خود قطع نداريم ، بلكه جايز است كه
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 100 - 99 .