توقيع بر اخبار از فتنه و شورشها ، جنگهاى بزرگ و اخبار غيبى كه جز خداوند و اولياى او كسى بر آن مطّلع نمىشود ؛ به اينكه ظاهر نمايد مشاهدهاى كه ممنوع شده اين است كه امام عليه السّلام را مشاهده كند و در آن حالى كه آن جناب را مشاهده مىكند بداند او حجّت عليه السّلام است و معلوم نشد آورندهء توقيع ، اين مطلب را دعوى كرده باشد ، انتهى ؛
نيز گذشت ذكر اسباب اعتبار آن توقيعات به نحوى كه به ظاهر نمودن اين احتمالات محتاج نباشد و همچنين علّامهء مذكور در فوايد خود در مسألهء اجماع فرموده : بسا براى بعضى از حفظهء اسرار از علماى ابرار علم به قول امام عليه السّلام به عينه و بر وجهى كه منافى امتناع رؤيت در مدّت غيبت نباشد ، حاصل شود . پس از تصريح به نسبت آن قول به امام عليه السّلام متمكّن نمىشود . پس آن قول را در صورت اجماع ابراز مىكند تا ميان اظهار حق و نهى از افشاى مثل اين سرّ جمع كرده باشد ، در هر حال ، شايد مراد ايشان از اين كلام ، وجه آينده باشد . « 1 »
[ جواب پنجم ] 5 ياقوتة
جواب پنجم : چيزى است كه باز علّامهء مذكور در رجال بعد از كلام سابق فرموده كه گواه است امتناع مشاهده را در شأن خواص منع شود ؛ هرچند ظاهر اخبار به سبب دلالت عقل و دلالت بعضى از آثار بر آن دلالت دارد ، انتهى .
شايد مراد از آثار ، همان وقايع سابق است كه از جملهء آنها وقايع خود ايشان بود يا خبرى است كه حضينى در كتاب خود و به اسناد خود از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : صاحب الامر عليه السّلام ظاهر مىشود و براى احدى در گردن او بيعت ، عهد ، عقد و ذمّهاى نيست و تا وقت ظهورش از خلق پنهان مىشود .
راوى عرض كرد : يا امير المؤمنين عليه السّلام ! پيش از ظهورش ديده نمىشود ؟
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 320 .