فرمود : بلكه وقت مولدش ديده مىشود و براهين و دلايل او ظاهر مىشود و چشمهاى عارفين او را به فضلاش مىبينند كه شاكرين كامليناند و به كسانى را كه در او شكّ دارند ، بشارت مىدهند .
يا مراد مثل خبرى است كه شيخ كلينى و نعمانى و شيخ طوسى به اسانيد معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه فرمود : لابدّ است براى صاحب اين امر از غيبت و لابدّ است براى او در غيبتش از عزلت و يأس و وحشتى « 1 » نيست ؛ يعنى با استيناس آن حضرت در غيبتش با سى نفر از اوليا و شيعيان خود ، در عزلت از خلق وحشتى ندارد ؛ چنانكه شارحين احاديث از اين عبارت فهميدند و بعضى گويند : آن جناب پيوسته در سنّ سى سالگى است و صاحب اين سن ، هرگز وحشت نكند « 2 » ، اين معنى به غايت بعيد است و ظاهر است اين سى نفر كه امام عليه السّلام در ايّام غيبت به ايشان انس مىگيرد ، بايد در قرون و اعصار متبادل شوند ، زيرا براى ايشان آنچه از عمر مقرّر نشده ، براى سيّد ايشان مقرّر شده ، پس در هر عصر بايد سى نفر از خواص يافت شود كه به فيض حضور فايز شوند .
نيز شيخ طوسى « 3 » و شيخ صدوق « 4 » و ابى جعفر محمد بن جرير طبرى « 5 » به سندهاى معتبر قصّهء على بن ابراهيم بن مهزيار را روايت كردند و كيفيّت رفتن او را از اهواز به كوفه ، از آنجا به مدينه ، از آنجا به مكّه ، تفحّص او از حال امام عصر عليه السّلام و رسيدن او در حال طواف خدمت جوانى كه او را به همراه خود برد و نزديك طايف در مرغزارى كه رشك بهشت برين بود ، به خدمت امام عليه السّلام رسيد .
به روايت طبرى چون به خدمت آن جوان كه يكى از خواصّ ، بلكه از اقارب خاص بود ، رسيد ، آن جوان به او گفت : چه مىخواهى اى ابو الحسن ؟
هامش
( 1 ) . ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 340 ؛ الغيبة ، محمد بن ابراهيم النعمانى ، ص 188 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 157 .
( 2 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 320 ؛ مجمع البحرين ، ص 81 .
( 3 ) . الغيبة ، ص 264 - 263 .
( 4 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 465 .
( 5 ) . دلائل الامامة ، ص 540 - 539 .