به نور طلعت او ديدهام چو گشت منوّر * حيات تازه ببخشيد و شد نكو حالم .
[ توسل سيد على تبريزى ] 24 ياقوتة
سيّد جليل و سلالهء دودمان خليل اخوى مرحوم ، حجّة الاسلام سيّد على تبريزى ، الخفى الشهير به داماد ؛ به واسطهء مصاهرتش به كريمهء حضرت مستطاب آية اللّه العظمى الشيخ حسن الماهقانى - طاب ثراه - متوسّل مىشود و توسّط ثقات اثبات ، اثر ظاهرى مىبيند .
نقل شده ، سيّد جليل فرموده : اوقاتى كه در پركنهء هندوستان بودم ، روزى در منزل نشسته بودم ، ناگاه زن مجلّلهاى وارد حجرهء من شده ، بدون مقدّمه چادر خود را عقب زده و صورت خود را به من نشان داد ، ديدم زنى جوان در نهايت حسن و جمال و از لاغرى به مثابهء خلال است .
گفت : سبب لاغرى و هزال من اين است كه به يكى از جنّيان مبتلا شدهام كه با من آميزش مىكند و مرا به اين حالت رسانيده و من براى استخلاص خود چارهاى نديدم ، جز اينكه به جناب شما كه سيّد و از دودمان پيغمبرى ، متوسّل شدم .
من به او دستور دادم هر وقت آن جنّى نزد تو نمايان مىشود ، آية الكرسى را قرائت كن ! او بدين واسطه از تو گريزان مىشود .
گفت : ياد ندارم .
مدتى زحمت كشيده تا آية الكرسى را به او تعليم نمودم . بعد از چند روزى آمد و اظهار تشكّر كرد كه به بركت اين آيهء مباركه هر وقت او نمايان مىشود ، آن را مىخوانم و از شرّ او خلاص مىشوم .
چون مدّتى از اين مقدّمه گذشت ، روزى چيز سياه قورباغه مانندى ديدم كه به سقف اطاق مسكونى من چسبيده ، اندكاندك رو به پايين مىآيد و شيئا فشيئا بزرگ