تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
به‌هرحال اثر اين تسليت هم به خوبى ظاهر و نسبت اندوهم كه فوق طاقت بود ، كم شده ، آرام شدم و به نظرم آمد به اين فرمايش دربارهء اين سگ روسياه آستانش هم ، جواب عريضه‌ام را دادند و هم بندهء روسياه خود را از گله ، بلكه قهر بيرون آوردند و هم از حتميّات بودن را فهميدند كه قابل تغيير نيست و هم به مقتضاى انّ للأيمان درجات بر يقينم افزودند . « بابى أنتم و امىّ ما خاب من تمسّك بكم اللّهمّ توفّنا على ملّتك و سنّة نبيّك و آله على معرفتهم و محبّتهم صلواتك عليهم اجمعين و عجّل في فرج وليّك و اجعلنا من اعوانه و انصاره كتب هذه الكلمات بيده العاصيه المحدّث الحائرى عبد الرّزاق بن عليرضا بن عبد الحسين بن ابيطالب بن عبد الكريم بن محمّد يحيى بن محمّد شفيع بن رفيع الدّين محمّد صاحب ابواب الجنان المعروف للطبوع بن مولى فتح اللّه القزوينى اصلا ، الأصبهانى مولدا ، الحائرى منشاء ، الهمدانى موطنا و الموسوى نسبا من طرف الأمّ في 14 صيام سنهء 1363 . »

[ توسل مؤلف كتاب ] 23 ياقوتة

توسّل بندهء عاصى كاتب به ساحت اقدس حضرت صاحب - عجّل اللّه فرجه - بسم اللّه الرّحمن الرّحيم در سنهء هزار و سىصد و شصت و دو هجرى ، حقير سراپا تقصير ، محمد على حايرى نويسندهء اين كتاب شريف ، خلف مرحوم مغفور ، شيخ محمد حسين روضه خوان بصير ، به نوشتن اين كتاب مستطاب در مشهد مقدّس رضوى مشغول بودم و تقريبا دو ثلث آن را در ماه صفر الخير نوشته بودم . خود و عيالم ، طفل يك ساله و مادر و برادرم يك مرتبه همگى به مرض حسبه و به عبارت ديگر تيفوئيد مبتلا شديم ، همگى در يك اطاق در بستر افتاديم و يك پيرزن پرستار ما بود .