طوافكننده باشد به اينكه ايشان را وسوسه كند يا رنجى به ايشان رساند كه از جنس سودا و جنون باشد ، آنگاه خدا را ياد كنند و نام خداى را برند ، ناگهان ايشان به سبب آن تذكّر و يادآورى ، بيننده باشند كه يكى از چهار ركن ، توبه است .
سپس شيخ كفعمى فرمود : خداى تعالى ما را از اقسام اخير قرار دهد كه ما از اقسام اوليّه نيستيم ، لكن در دوست داشتن و ولايت ايشان خداى تعالى را فرمان مىبريم و كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مىشود و گفته شده هرگاه يكى از اوتاد چهارگانه كم شود بدل آن را از چهل نفر ؛ يعنى از ابدال مىگذارند ، هرگاه يكى از آن چهل نفر كم شود ، بدل او از هفتاد نفر گذاشته مىشود ، هرگاه يكى از هفتاد نفر كم شد ، بدل او از سىصد و شصت نفر گذاشته مىشود و هرگاه يكى از سىصد و شصت نفر كم شد ، بدل او از ساير مردم گذاشته مىشود . كلام شيخ مذكور تمام شد .
تاكنون در اين ترتيب مذكور ، خبرى به نظر نرسيده ، لكن شيخ مذكور در اطّلاع و تتبّع سرآمد عصر خود بود و بسيارى از كتب قدما نزد او بود كه در اين اعصار اثرى از آنها نيست ، البتّه تا در محلّ معتبرى نديده بود ، در چنين كتاب شريفى ضبط نمىكرد و قريب به آن عبارت در كتب جماعت صوفيّهء سنيّه هست ، امّا نه ذكرى از امام عصر عليه السّلام در آن است و نه پايهاى براى كلمات ايشان است .
اين ناچيز گويد : به خطّ شريف جناب مستطاب ثقة الاسلام ، آقاى آقا ميرزا باقر داماد مرحوم آقاى حاج آقا منير الدين اصفهانى - طاب ثراه - ديدم كه در كتاب بصائر الدرجات به اسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : براى استخدام امر هريك از ما ائمّه عليهم السّلام سىصد و سيزده ملك هست و هشتاد و دو نفر هم از انس هستند كه امر ما را در برّ و بحر عالم ، مجرى مىدارند . دوازده نفر از آنها ، رؤسا مىباشند و مابقى تحت امر و فرمان آنها هستند .
بنابر صحّت و اعتبار اين خبر و صدورش از آن بزرگوار به بيان مرحوم كفعمى دربارهء اوتاد ، ابدال ، نقبا و غير اينها احتياج نيست كه استادنا المحدّث النورى از ايشان نقل نموده و آن را به اين تجشّمات كه يكى از آنها بودن ناقل است ؛ مثل مرحوم كفعمى
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 809
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٨٠٩