شدن راه ، چارهء كار را فهميدند كه در آن حال ، امام و ولىّ خود را به اين نام بخواند و به جهت ضعف يقين و قصور اعتقاد راوى يا اهل مجلس ، مراد را بيان نفرمودند و اسامى پيغمبر و امير المؤمنين - صلوات اللّه عليهما - به حسب طبقات آسمان ، عرش ، كرسى ، جنّت ، لوح ، قلم و ساير مقامات عاليه ، دركات و طبقات زمين و ساير عوالم و اصناف مخلوقات علوى و سفلى ، مختلف و متعدّد است و در هرجا به اسمى مذكور و مكتوب و نزد هر طايفهاى به نامى معروف خوانده مىشوند ، چنانكه بسيارى از آنها در محلّ خود ثبت شده و جايز است ساير ائمّه عليهم السّلام در تمام اين منقبت يا بعض آن شريك باشند .
پس معلوم شد راهنماى در بيابان و دستگير گمشدگان ابا صالح ، همان غوثك اعظم ، ولىّ عصر ، صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - است و اگر كسى شبهه كند از ملاحظهء كرامات جمله خواصّ اصحاب رسول صلّى اللّه عليه و آله ؛ چون سلمان و خواصّ ساير ائمّه عليهم السّلام چون ميثم ، اويس ، جابر جعفى و نظاير ايشان و كرامات پارهاى از عبّاد و زهّاد علما و نيكان ، مىتوان احتمال داد صدور اين كرامت از ايشان نيز رواست يا صالح اسم جنّى است كه به جهت ارشاد گمشده و حبس حيوان فرار كرده در بلاد سير مىكند ؛ همانطور كه در خصال از امير المؤمنين عليه السّلام مروى است .
در جواب مىگوييم : با اين احتمال نيز ، بر مقصود دلالت خواهد كرد ، چون غرض اصلى از ذكر آن قصص ، اثبات وجود مبارك آن جناب ، بودنش در ميان خلق و رسيدن منافع وجودش به ايشان است و معلوم است شيعيان آن جناب را نجات ندهد جز كسى كه در عقيده با ايشان شريك باشد ؛ نه مخالف در مذهب و طريقه كه اكثر ايشان ، خون ، مال و عرض آنها را حلال مىدانند ، بلكه جملهاى از شافعيّه مىگويند : اگر كسى وصيّت كند مال مرا به جاهلترين مردم بدهيد ؛ بايد به آنها داد كه منتظر قائم مهدى عليه السّلاماند . پس جز كامل در عقيده ، مهذّب در اعمال و اقوال و مزكّى در اخلاق ، افعال ، حركات و خطرات چنين كرامتى از كسى ظاهر نمىشود . لذا به ملاحظهء باب گذشته در سلسلهء خواص داخل باشد كه گاهى از جام وصال ، شربتى نوشند .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 807
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٨٠٧