صدايى شنيدم كه گفت : يا محمد ! از خدا بپرهيز و از همهء كارهاى بد ، توبه كن و برگرد ! به درستى كه بار بزرگى را به گردن گرفتهاى .
اين ناچيز گويد : آن بار ، وكالت آن جناب در اهواز بود ؛ چنانكه در ياقوتهء دوازدهم از عبقريهء هشتم گذشت به آنجا مراجعه شود .
[ تشرف ابن جنيد واسطى خدمت غلام حضرت ] 20 ياقوتة
ابو عبد اللّه بن جنيد واسطى ، خدمت مبايعهء غلامى از آن حضرت مشرّف مىشود .
صدوق در كمال الدين « 1 » به اسناد خود از على بن محمد رازى و او از جماعتى از اصحاب ما روايت نموده كه ايشان گفتهاند : صاحب عليه السّلام نزد ابى عبد اللّه بن جنيد كه در شهر واسط بود ، غلامى فرستاد و او را به فروختن آن غلام مأمور فرمود ، پس او را فروخت و وجه ثمنش را قبض نمود . وقتى دينارها را قبض و تعيين نمود ، هجده قيراط و يك جبّه كم بود ، لذا از مال خودش هجده قيراط و يك جبّه به آن اضافه نموده ، فرستاد . يك دينار كه وزنش هجده قيراط و يك جبّه بود ، به او پس فرستاده شد .
[ تشرّف ابن جرجانى خدمت وكيل حضرت ] 21 ياقوتة
حسن بن على بن اسماعيل جرجانى ، خدمت ابى عبد اللّه بزوفرى ، از وكلا مشرّف مىشود و به توجّه آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله پدر مولودى تعيين مىشود .
شيخ طوسى فرموده : در سال سىصد و هفده هجرى در ماه محرّم در اهواز ديدم حديثى نوشته شده بود و آن ، اين بود كه ابو عبد اللّه گفت : ابو محمد حسن بن على بن اسماعيل بن جعفر بن محمد بن عبد اللّه بن محمد بن على بن ابى طالب جرجانى ، به ما خبر داد و گفت : در شهر قم بودم ، ناگاه ميان برادران دينى ما در خصوص مردى كه بچهء
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 486 .