تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
من فرستاده شد و به بوييدن آن‌ها مأمور شدم ، از بو كردن آن‌ها فارغ نشده بودم كه از بيمارى صحّت يافته ، به حال آمدم ، الحمد للّه ربّ العالمين و سلام على المرسلين .

[ تشرّف ابو محمد وجنايى خدمت ملازم حضرت ] 17 ياقوتة

ابو محمد وجنايى خدمت شيخى از ملازمين آن حضرت مشرّف مىشود . در كمال الدين « 1 » براى رجاى مصرى از ابو محمد وجنايى روايت كرده ، گفت : امور شهر ما اختلال و اضطراب به هم رساند و فتنه‌ها برانگيخته گرديد ، آن‌گاه عزم اقامت بغداد نموده ، هفتاد روز آن‌جا ماندم . بعد از آن شيخى نزد من آمد و گفت : به شهر خود برگرد ، در آن حال از بغداد بيرون رفتم درحالىكه رفتن را ناخوش مىداشتم . وقتى به سرّ من رأى رسيدم ، عزم نمودم آن‌جا بمانم ، زيرا خبر اغتشاش و اختلال اوضاع شهر ما به من مىرسيد ؛ با اين‌حال اقامه را در آن‌جا موقوف نموده ، به سمت شهر خود متوجّه گشتم . هنوز به منزل خود نرسيده بودم ، ناگاه همان شيخ به من رسيد و مكتوبى به من داد كه اهل من نوشته بودند ؛ مضمونش اين بود : شهر از فتنه آرام گرفته ، بايد بيايى .

[ تشرّف حسن بن فضل يمانى خدمت ملازم حضرت ] 18 ياقوتة

حسن بن فضل يمانى خدمت يكى از ملازمان آن حضرت عليه السّلام مشرّف مىشود . در كمال الدين « 2 » از پدرش ، او از سعد ، او از علان و او از حسن بن فضل يمانى روايت نموده : به سبب اقامتم در بغداد در آن‌جا دلتنگ شدم و پيش خود گفتم : مىترسم در اين سال حجّ نكنم و به منزل خود برنگردم ، آن‌گاه براى جواب رقعه كه در
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 492 . ( 2 ) . همان ، ص 490 .