تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧

[ تشرّف ابن خلف خدمت وكيل آن حضرت ] 15 ياقوتة

ابو الحسين محمد بن محمد بن خلف ، خدمت وكيل آن حضرت در سامرّه مشرّف مىشود و آن وكيل چيزى را كه ابو الحسين در بين راه به قلب خود گذرانيده بود كه از جانب آن بزرگوار به او برسد ، مىدهد . در بحار « 1 » از كمال الدين « 2 » از محمد بن يزداد روايت كرده : هزار دينار كه از ابو جعفر بود ، برداشتم درحالىكه ابو الحسين محمد بن محمد بن خلف و اسحاق بن جنيد با من بودند . خرجين را كه اموال در آن بود ، برداشت به محلّهء دور بغداد ، سمت قبر ابو حنيفه ، برد ، سه رأس الاغ كرايه نمودم . وقتى به ناطول رسيديم ، الاغ‌ها را پيدا نكرديم . آن‌گاه به ابى الحسين گفتم : تو اين خرجين را بردار و با قافله برو ! تا الاغى براى اسحاق بن جنيد پيدا كنم كه سوار شود ، زيرا او پيرمرد است و طاقت پياده رفتن ندارد . الاغى براى او كرايه نمودم و در نزديكى حير - كه نام قريه‌اى است - در سرّ من رأى ملحق شدم ، با وى گفتگو مىكردم و به او مىگفتم : خداى تعالى را براى اين‌كه اين خرجين را برداشته‌اى ، حمد بكن ! گفت : دوست دارم اين عمل هميشه براى من باشد . بعد از آن داخل سرّ من رأى گرديدم و آن مال را به وكيل تسليم نمودم . آن را ميان ساروقى گذاشته ، با غلام سياهى فرستاد . وقت عصر كه شد ، ابو الحسين بقچهء سبكى نزد من آورد . وقتى صبح كرديم ، ابى قسم گفت : غلامى كه دستمال را برده بود ، اين دراهم را ، نزد من آورد . بعد از آن ابى قسم به من گفت : اين‌ها را به رسولى كه بقچه را برداشته بود - كه ابو الحسين باشد - بده ! آن‌ها را از او گرفتم ، وقتى از در خانه بيرون آمديم ، آن‌گاه ابو الحسين پيش از آن‌كه من چيزى به او بگويم يا بداند چيزى نزد من هست ، گفت :
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 333 - 332 . ( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 495 .