تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
به زبان اهل آبه سخن مىگفت . وقتى نزد ابو القاسم داخل شديم ، ابو القاسم به او متوجّه شده ، به زبان فصيح اهل آبه با وى سخن گفت . زينب در جوابش گفت : حوبا خويد كوايد حون القينه ؛ يعنى در چه حالى و پيش‌تر از اين ، در چه حال بودى و از بچّه‌هايت چه خبر دارى ؟ راوى گويد : چون ابو القاسم را به زبان اهل آبه عارف ديدم ، از ترجمه نمودن اعراض نموده ، اموال را تسليم كرده ، برگشتيم .

[ تشرف محمد بن اسود خدمت عمرى ] 14 ياقوتة

محمد بن على اسود خدمت عمرى مشرّف مىشود و عمرى او را به پارچهء گم شده ، به توجّهء آن حضرت خبر مىدهد . در كمال الدين « 1 » از محمد بن على اسود روايت نموده ، گفته : يك سال زنى پارچه‌اى به من داد و گفت : اين را نزد عمرى ببر ! آن را با پارچهء بسيارى كه داشتم ، برداشتم . وقتى به بغداد رسيدم ، عمرى مرا امر نمود كه همهء آن‌ها را به محمد بن عبّاس قمى تسليم نمايم . همهء آن‌ها را سواى پارچهء آن زن به او تسليم كردم . در آن حال عمرى نزد من پيغام نمود پارچهء زن را به او تسليم كن ! آن‌گاه به يادم آمد كه زنى پارچه‌اى داده . آن را جستجو نموده ، پيدا نكردم . عمرى به من فرمود : غمگين مباش ! به زودى آن را پيدا خواهى كرد . بعد آن را پيدا كردم . سپس عمرى از پارچهء آن زن به من خبر داد ، حال آن‌كه عمرى ثبت و صورت آن اموال را كه نزد من بود ، نداشت .
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 502 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 736 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي