سپس حضرت قنداقه را به امير المؤمنين عليه السّلام داد و فرمود : در حقّ او دعا كن ! آن حضرت هم او را گرفته ، دعا كرد . سپس به امام حسن عليه السّلام داد و دعا كرد ، همچنين تا نوبت به امام عصر - عجّل اللّه فرجه - رسيد . آن حضرت نيز دعا كرد !
حضرت قنداقه را به من داد و فرمود : تو هم در حقّ او دعا كن ! من گرفته ، دعا كردم ، آنگاه از خواب بيدار شدم . اتّفاقا در آن سفر عبورم به اصفهان افتاد و به جهت آشنايى و صداقت ، بر آخوند ملّا محمد تقى وارد شدم و بعد از ورود ، آخوند مذكور از اندرون خانهء خود قنداقهء طفلى را آورد به دست من داد و فرمود : اين طفل ، امروز متولّد شده ، در حقّ او دعا كن كه مروّج دين شود . من قنداقه را گرفته ، دعا كردم ، پس خواب به خاطرم آمد ، برايشان نقل كرده ، مسرور گرديد .
[ مؤلف دمعة الساكبه ] 27 ياقوتة
خواب عالم فاضل و ثقهء عادل ، صاحب المناقب و المفاخر ، مرحوم حاج ملّا باقر مؤلّف كتاب دمعة الساكبه است ، اگرچه كيفيّت اين خواب بين سكنهء نجف اشرف ، از عامى و طلّاب از غايت اشتهار كالشّمس فى رائقه النهار است ولى ما در اين كتاب مستطاب آنچه را عالم جليل معاصر ، مرحوم آخوند ملّا محمود عراقى در خصوص آن ، در كتاب دار السلام ذكر نموده ، نقل مىنماييم و آن ، اين است كه شخص صالح موفّق ربّانى ، حاجى ملّا باقر بهبهانى ، مردى از جملهء مجاورين نجف اشرف و به زيور صلاح و تقوا آراسته بود ، او وسيلهء معاش خود را شغل كتابفروشى قرار داده بود ، روزها در حجرهء كنج شرقى صحن مطهّر ، متّصل به سمت قبلهء صحن ، نشسته ، كتاب معامله مىنمود و مدفن او هم ، حسب الوصيّه در همان مكان واقع گرديد .
در بسيارى از مجالس تعزيهء خامس آل عبا عليه السّلام قربة الى اللّه تيّمنا و تبرّكا ، بدون غرض دنيايى و فايدهء نفسانى ، ذكر مصايب مىنمود ، طورى كه در آن عصر و بلد متعارف بود ، از كتابهاى مقتل فارسى ؛ مثل روضة الشهدا و محرق القلوب و مانند