به جهت تيمّن و تبرّك به من عنايت مىنمود .
چون اين خيال در خاطرم خطور نمود ، ناگاه غلامى از جانب آن بزرگوار خلعتى سفيد كه از جنس كتان و پنبه بود با نفقه برايم آورد و گفت : مولايت مىفرمايد اين خلعت و نفقهاى است كه مىخواستى و به زودى از جانب ما به خدمتى مأمور مىشوى . آنگاه من از خواب بيدار شدم ، انتهى و الحمد للّه .
[ عالمى از خراسان ] 26 ياقوتة
خواب عالمى از اهل خراسان است .
عالم جليل معاصر ، آخوند ملّا محمود عراقى در كتاب دار السّلام از كتاب قصص العلماء فاضل تنكابنى و او از رسالهء اغلاط مشهورهء سيّد بزرگوار ، آقا سيّد محمد صاحب كتاب مفاتيح و مناهل نقل نموده كه فرمودهاند : مشهور است مجلسى رحمه اللّه را بعد از وفات در خواب ديدند و از چگونگى حالش پرسيدند ، فرمود : هيچيك از طاعات ، عبادات ، تأليفات و تصنيفات مرا نجات نداد مگر آنكه روزى يك سيب به طفلى از يهود دادم و آن باعث نجات من شد ، اين قضيه اصلى ندارد و با قواعد عقلى و نقلى مناسبت ندارد و از رؤياى كاذبه است .
بعد از آن فرموده : مرد عالم خراسانى كه با مجلسى اوّل آخوند ملّا محمد تقى - طاب ثراه - صداقت داشته ، نقل كرده : از كربلا مراجعت مىكردم ، در اثناى راه خواب ديدم داخل خانهاى شدم كه پيغمبر خدا و ائمهء هدى - عليهم صلوات اللّه - در آن خانه تشريف داشتند و به ترتيب نشسته بودند ، حضرت حجّت منتظر - عجّل اللّه فرجه - زير دست همهء آنها نشسته بود و مرا زير دست آن بزرگوار نشاندند .
ناگاه ديدم آخوند ملّا محمد تقى مجلسى شيشهء گلابى آورده ، به رسول خدا داد و عرض كرد : دعايى در حقّ اين طفل مىخواهم كه خداوند او را مروّج دين گرداند . آن حضرت قنداقه را گرفته ، در حقّ او دعا كرد .