تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
او و وافدين از جانب او اقرار نمودى ؟ سپس ديدم كسى سر از شكاف كوه بيرون آورد ، به هيأتى كه ذكر شد و گفت : السّلام عليكم و رحمة اللّه . گفتم : السّلام عليك و رحمة اللّه . تو كيستى ؟ خدا تو را رحمت كند ! گفت : من ذريب بن ثملا ، وصىّ بندهء صالح ، عيسى بن مريم عليه السّلام هستم ، چون با آن بزرگوار به اين مكان رسيديم ، از خداوند حيات و بقاى مرا مسألت نمود تا زمانى كه از آسمان نازل شود ، من در اين كوه قرار گرفتم و منتظر نزول او هستم ، انتهى . موضع الحاجه ؛ ذيل اين قضيّه علايمى براى ظهور حضرت حجت عليه السّلام و نزول حضرت عيسى ذكر شده است ، شايد ما آن‌ها را در مقام ذكر علايم ظهور نقل نماييم . اين ناچيز گويد : عالم جليل و سيّد نبيل معاصر ، مرحوم آقا سيّد اسماعيل نورى اين قضيّه را در كتاب كفاية الموحدين به نحو ديگر ، از كتاب سير الصحابة نقل نموده ، خوش داشتم تزيينا للكتاب و تلذيذ الأولى الألباب آن را نيز ذكر نمايم . در جلد امامت از كتاب مذكور از كتاب سير الصحابه نقل نموده : فتح نهاوند - كه مسقط الرأس مؤلّف حقير است - در زمان عمر بن الخطاب به دست سعد وقّاص واقع شد و چون به نهاوند مرور نمودند ، هنگام عصر به مؤذّن خود بطله ، امر كرد تا اذان عصر بگويد . وقتى مؤذّن شروع به اذان نمود و گفت : اللّه اكبر . از كوه صدايى بلند شده ، گفت : كبّرت تكبيرا . چون مؤذّن گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه . باز صدايى بلند شد كه اين كلمه‌اى است كه اهل آسمان‌ها و زمين‌ها آن را مىشناسند ؛ وقتى مؤذّن گفت : اشهد ان محمّدا رسول اللّه ، باز از آن كوه صدايى بلند شد كه نبىّ امى است . مؤذّن گفت : ما آواز تو را شنيديم ولى شخص تو را نديديم ، بر ما ظاهر شو ! سپس آن كوه شكافته شد و شخص بلندقامتى كه موى سرش سفيد بود و ريش بسيار انبوهى داشت ، ظاهر شد . مؤذّن گفت : خدا تو را رحمت كند ، كيستى ؟
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 615 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي