تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
خبر فوتش را نوشتم . جواب آمد : غير او و غير او متولّد شود . اوّل را احمد و ديگرى را جعفر نام گذار ، چنان‌كه فرموده بود ، متولّد شدند . من آمادهء حجّ شدم ، مردم را وداع كرده ، ارادهء خروج داشتم . مكتوبى رسيد كه ما از اين سفر كراهت داريم ، تو خود دانى ، امر با خود تو باشد . از اين خبر به جهت فوت حجّ دلتنگ و مغموم گشتم و حسب الحكم ترك كردم . سپس مكتوبى رسيد كه دلتنگ و غمگين مشو . زيرا سال آينده حجّ خواهى كرد ، ان شاء اللّه . راوى گويد : چون سال آينده آمد ، در باب حجّ اذن خواستم . اذن بيرون آمد . نوشتم : من با محمد بن عبّاس عديل هم كجاوه مىشوم ؛ زيرا به ديانت و صيانت او وثوق دارم . جواب آمد : اسدى خوب رفيقى باشد . اگر او آمد ، ديگرى را بر او اختيار مكن ! اسدى وارد شده ، با او روانه گشتم ؛ كما اين‌كه فرموده بود .

[ مرداس بن على ] 16 ياقوتة

در اين باب است كه مرداس بن على خطّ مبارك آن جناب را ديده است . ايضا ثقة الاسلام در كافى « 1 » از حسن بن على علوى روايت كرده : مجروح شيرازى ، مالى براى ناحيه ، نزد مرداس بن على گذاشت ، نزد مرداس بود و مالى ديگر از تميم بن حنظله براى ناحيه آمد . مكتوبى به مرداس رسيد كه مال تميم را با آن‌كه شيرازى نزد تو وديعه گذاشته بفرست .

[ ابو طالب مصرى ] 17 ياقوتة

در اين باب است كه ابو طالب مصرى خطّ شريف آن حضرت را ديده است .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 523 .