تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
حضينى از ابى احمد حامد مراغى ، از قاسم بن علاى همدانى روايت كرده كه به آن جناب نوشت و از قلّت فرزند شكايت كرد . از وقتى كه نوشت تا زمانى كه فرزند ذكورى به او روزى شد ، نه ماه طول كشيد . آن‌گاه نوشت و از طول حيات آن ولد سؤال كرد . پس دعا براى نفس وارد شد و به چيزى در مورد آن فرزند جواب نداد . آن فرزند مرد ، خداوند بر او منّت گذاشت و بعد از آن ، دو فرزند روزى او شد . « 1 »

[ محمد بن حسن بن عبد الحميد ] 21 ياقوتة

در اين باب است كه محمد بن حسن بن عبد الحميد خطّ شريف آن جناب را ديده است . نيز از محمد بن حسن بن عبد الحميد روايت كرده كه او در امر يكى از وكلا به نام حاجز ، شك كرد . پس مالى جمع كرد و به سامرّه برد . سال شصت و پنج فرمان بيرون آمد كه در دعا و در كسى كه متولّى امور ماست ؛ شكّى نيست آن‌چه با تو است به حاجز بن يزيد رحمهم اللّه برگردان ! « 2 » .

[ محمد بن محمد قصرى ] 22 ياقوتة

در اين باب است كه محمد بن محمد بن عبّاس قصرى خطّ مبارك آن حضرت را ديده است . نيز از محمد بن محمد بن عبّاس قصرى روايت كرده كه گفت : سنهء هفتاد و سه مكتوبى به سوى ناحيهء مقدّسه نوشتم و براى حجّ درخواست دعا كردم و نزد من چيزى نبود كه مرا به حجّ برساند و سلامتى مرا روزى فرمايد و امر دخترانم را كفايت
هامش
( 1 ) . الهداية الكبرى ، ص 369 . ( 2 ) . همان .