ده اشرفى را بر آن زن برگرداند و در زير اسم آن ، مرقوم فرمود :
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
« 1 »
.
« 2 »
[ ابى الحسن حسنى ] 11 ياقوتة
در اين باب است كه ابى الحسن حسنى خطّ شريف آن بزرگوار را ديده و شيشهاى پر از مربّاى بنفشه از جانب آن حضرت به او رسيده است .
ايضا از كتاب مذكور و او از ابى الحسن حسنى روايت كرده كه گفت : من بر ذمّهء محمد مالى داشتم ، بعضى از آن را در حيات خود به من داد و مرد ، بعد از مردنش در تمام آن طمع كردم و اين در سال هفتاد و يك ؛ يعنى بعد از دويست بود ، از آن جناب در رفتن نزد ورثهء آن مرد در واسط استيذان كردم ؛ مرا رخصت نداد ، مهموم شدم .
چون مدّتى بر اين گذشت ، در اذن رفتن نزد ورثه مرقوم فرمود . آنگاه بيرون رفتم ، مأيوس بودم و به خود مىگفتم ؛ نزديك مردن او ، به من اذن نداد و در اين وقت ، به من اذن داد . چون به قدم رسيدم ، حقّ مرا تا به آخر دادند و گفت : به عسكر رفتم ، به مرض سختى مريض شدم طورى كه از خود مأيوس شدم و گمان كردم موتم رسيده ، سپس از ناحيهء مقدّسه شيشهاى برايم فرستادند كه در آن مربّاى بنفشه بود . بدون آنكه از آن سؤال كنم ، بىاندازه از آن را مىخوردم ، پس سرورم هنگام فراغتم از او بود و تمام شد آنچه در آن بود . « 3 »
[ محمد بن مهزيار ] 12 ياقوتة
در اين باب است كه محمد بن مهزيار خطّ شريف آن حضرت را ديده است .
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 27 .
( 2 ) . الهداية الكبرى ، ص 370 .
( 3 ) . همان ، ص 371 .