و آن جناب در خواب وعده داده بود ، متحقّق شد . يك دفعه معجزهء غريبى در خصوص حفظ از دشمن و دزدان از آن بزرگوار ظاهر شد كه تقرير و تفصيل آنها باعث طول كلام و گويا ازدياد فايده در آن مترتّب نيست ، زيرا منصفى كه خدا او را هدايت كرده و راه حق برايش واضح شده باشد ، به اينها احتياج ندارد ، بلكه از بركت آن بزرگوار علم شهودى براى او به هم رسيده ؛ لو كشف الغطا ما ازداد يقينا . اگر شبههء عصبيّت ، عناد ، وساوس شيطان و خذلان نفس ديده ، بصيرت او را كور و از رؤيت عقل و فطنت ، دور كرده باشد و در شهوات عالم حسّ و امراض نفسانى مهلك ، مغمور باشد كه به صد برابر اينها و اضعاف مضاعف آن نيز تأثير نكند ، بلكه موجب مزيد تمسخر و ضلالت آن شود ؛ چنانكه كفّار هرچه بيشتر معجزات پيغمبران را مشاهده مىكردند ، بر لجاج و عناد مىافزودند و به سحر و شعر و كهانت اسناد مىدادند ؛
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
« 1 » .
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ
« 2 » انتهى كلامه المشتمل على معجزة للأمام الهادى و اثر لوجود امام المهدى و موعظة و ذكرى للمهتدى حشره اللّه مع سلمان المحمّدى » .
[ مردى از مصر ] 9 ياقوتة
در اين باب است كه رجاى مصرى صوت آن بزرگوار را شنيده ولى شخص شريفش را نديده است .
معاصر نورى در نجم ثاقب « 3 » از كتاب حسين بن حمدان حضينى و او از جعفر بن محمد كوفى از رجاى مصرى كه اسمش عبد ربّه بوده ، روايت نمود و گفت : سه سال بعد از وفات حضرت ابى محمد عليه السّلام از راه مكّه بيرون آمدم . وارد مدينه شدم و به صاريا
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 40 .
( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 43 .
( 3 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 10 ، ص 414 - 413 ، الهداية الكبرى ، ص 369 .