در بحار « 1 » : به اسناد خود از اسحاق بن يعقوب روايت نمود كه او گفته : از محمد بن عثمان عمرى خواهش نمودم براى من مكتوبى را خدمت صاحب - عجّل اللّه تعالى فرجه - برساند كه پارهاى از مسايل مشكله در آن پرسيده بودم ، ناگاه توقيعى به خطّ صاحب - عجّل اللّه تعالى فرجه - درآمد كه محمد بن عثمان عمرى ، خداوند از او و از پدرش خشنود گردد ، معتمد من و مكتوب وى ، مكتوب من است .
در كتاب خرايج « 2 » مثل اين را از كلينى روايت نموده و نيز در بحار « 3 » است كه شيخ در كتاب الغيبت « 4 » از ابو العبّاس گفته : هبة اللّه بن محمد پسر دختر امّ كلثوم ، دختر ابى جعفر عمرى از مشايخ خود به من خبر داد كه ايشان گفتهاند : شيعيان به عدالت عثمان بن سعيد اتّفاق داشتند ، او را پسرش ، ابو جعفر محمد بن عثمان غسل داد و به امر تجهيزش قيام نمود و همهء امورات به او منتقل گرديد ، جماعت شيعه به عدالت ، وثاقت و امانتش اتّفاق داشتند ، زيرا در خصوص امانت و وثاقت او نصّى وارد شده بود و مردم در حال حيات امام حسن عسكرى عليه السّلام و هم بعد از وفاتش ، در حال حيات پدرش ، عثمان بن سعيد مأمور شده بودند در امورات دينى به او رجوع كنند ، در عدالتش بين شيعه نه خلافى و نه در امانتش شكّى بود . توقيعات در خصوص كارها در مدّت حياتش به خطّى كه در زمان پدرش به دست او بيرون مىشد ، براى شيعه در مىآمد و شيعيان در مورد اين امر ، غير از او را نمىشناختند و به احدى جز او رجوع نمىكردند . دلايل بسيار از او نقل و معجزات امام به دست وى ظاهر شد و خبر دادن وى در خصوص پارهاى امورات از امام عليه السّلام به شيعه ، اعتقاد ايشان را نسبت به او افزود ، آن امورات در نزد شيعه مشهور است . ما پيشتر پارهاى از آنها را ذكر نموديم ، دوباره ذكر آنها موجب تطويل است ؛ آنچه ذكر نموديم ، براى صاحب انصاف كافى است .
ابن نوح گفته : ابو نصر هبة اللّه پسر دختر امّ كلثوم ، دختر ابى جعفر عمرى به من خبر
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 350 .
( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 3 ، ص 1113 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 351 - 350 .
( 4 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 363 - 362 .