منصب سفارت به نصّ « 1 » حضرت عسكرى عليه السّلام بر وثاقت و امانت و ديانت او و به نصّ پدرش از جانب حضرت حجّة - عجّل اللّه فرجه - سرافراز گرديد ، بهعلاوه توقيعات متعدّد كه بر جلالت شأن و رفعت مكان و سفارت و نيابت او دلالت مىكرد ؛ بعد از وفات والد ماجدش به جهت خود او و طايفهء شيعه از ناحيهء مقدّسه بيرون آمد كه از جملهء آنها اين بود كه مجلسى رحمه اللّه و غيره روايت كردهاند و مضمون آن اين است :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 2 » .
امر خدا را تسليم مىكنيم و به قضاى او راضى شدهايم ، پدر تو با سعادت زندگى كرد و حميد و پسنديده مرد . خدا او را بيامرزد و به موالى و اولياى او ملحق نمايد ، زيرا هميشه در امر ايشان ، اهتمام داشت ، نزديكى به ايشان را طلب مىكرد و به خدا و ائمّهء هدى تقرّب مىنمود . خدا روى او را نورانى و لغزشهايش را عفو نمايد و حق تعالى ثواب تو را در مصيبت او عظيم كند و صبر نيكو كرامت فرمايد ؛ مصيبت او به تو و به ما هردو رسيده و مفارقت او ، تو و نيز ما را به وحشت انداخته ، پس خدا او را در بازگشت به آخرت شاد گرداند ! از جملهء كمال سعادت او آن است كه حق تعالى فرزندى مثل تو عطا فرموده كه بعد از او جانشين و قائممقام او به امر او باشى و بر او ترحّم نمايى و من مىگويم : الحمد للّه ، نفوس به مكان تو و آنچه خدا نزد تو مقرّر گردانيده ، راضى هستند ، خدا تو را تقويت كند ، يارى و اعانت نمايد ، توفيق دهد و حافظ و ناصر و معين تو باشد . « 3 »
علاوه بر خروج توقيعات رفيع بر سفارت او ، اجماع شيعه بر عدالت و ديانت او منعقد گرديده ؛ چنانكه مجلسى رحمه اللّه و غير او نقل كردهاند ، پيوسته شيعيان در امور خود به او رجوع مىنمودند ، كرامات و خوارق عادات به دست او جارى شده و كتابها در فقه تصنيف نموده ؛ مشتمل بر آنچه از حضرت عسكرى عليه السّلام و حضرت حجّت - عجّل اللّه تعالى فرجه - و والد ماجد خود شنيده است .
هامش
( 1 ) . روايت صريح .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيه 156 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 349 .