مباشر بوده ، در آن حال ملزم شود حقايق اشيا در ظواهر آنها موجود نيست و اين بالضروره باطل است .
توقيعات صاحب الامر در خصوص امر ، نهى ، سؤال و جواب از چيزهايى كه به آنها محتاج مىشدند توسط عثمان بن سعيد و پسرش ابى جعفر محمد بن عثمان به سوى شيعيان او و خاصّان پدرش بيرون و به خطّ امام حسن عسكرى عليه السّلام در مىآمد و هميشه شيعيان به عدالت اين دو نفر اعتقاد داشتند تا اينكه عثمان بن سعيد وفات نمود .
پسرش ابو جعفر به امورات تجهيز وى قيام و اقدام كرد ، بعد از آن همهء امورات با او گرديد و شيعيان به عدالت ، وثاقت و امانت وى اتّفاق داشتند ، زيرا نصّى از امام عليه السّلام در خصوص امانت و عدالت او و امر خلايق به رجوع نمودن به او ، در حال حيات امام حسن عسكرى عليه السّلام و بعد از وفات او ، در حال حيات پدرش عثمان ، وارد گرديد و در عبقريّهء اوّل از اين بساط گذشت . از جمله كسانى كه در زمان حضرت عسكرى عليه السّلام امام عصر - عجّل اللّه فرجه - و ناموس دهر را ديدهاند ، همين عثمان بن سعيد است ، فارجع ؛ چنانكه در ياقوتهء چهاردهم از عبقريّهء دهم از او كرامتى دربارهء پارچهء گم شده ، ذكر شده است .
ايضا در بحار « 1 » است در كتاب كمال الدين « 2 » از پدرش ، او از سعد ، او از اسحاق بن يعقوب روايت كرده ، او گفته : از شيخ عمروى شنيدم كه مىگفت : با مردى از اهل عراق مصاحبت نمودم ، نزد وى مالى براى غرايم بود ، او آن مال را فرستاد ، آنگاه برگردانده و به او گفته شد : مال پسر عمّ خود را كه چهارصد درهم است ، از ميان اين اموال بيرون كن . مرد مبهوت شده ، تعجّب نمود و به حساب اموال خود نظر كرد . در دست وى زمين زراعتى براى پسر عمويش بود . پارهاى از زمين را به او رد نموده ، پارهاى را نگاه داشته بود . وقتى محاسبه را تمام نمود ، ديد حاصل زمين پسر عمويش چهارصد درهم است ؛
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 326 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 486 .