تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
ساعت از دنيا مىروم ، تو آن‌وقت بيا و مرا دفن كن ، آن‌گاه مكان دفن خود را در اين مقام معيّن فرمود . در همان‌وقت معيّن كه به منزل او رفتم ، ديدم از دنيا رفته ، برحسب دستور ايشان دفنش كردم . سپس آن آقاى معظّم اليه فرمودند : چون آن حاجى تاجر به اين شرح ذكر كرد كه اين زمين محلّ دفن آن ولى الهى به دست خود او شد ، من هم مىخواهم در جوار ايشان دفن شوم ، انتهى .

[ تاجر ديگرى از اصفهان ] 31 ياقوتة

در اين باب است كه تاجر ديگرى از اهل اصفهان آن حضرت را در غيبت كبرا مىبيند ولى آن سرور را در حين تشرّف نمىشناسد . ايضا به خطّ جناب آقاى ميرزاى مزبور در ياقوتهء سابق ديدم كه نقل فرمود : آقاى جليل سيّد ثقهء صالح ، تقى نقى ، سيّد محمد تقى - دامت بركاته و توفيقاته - كه در اصفهان واعظ و اهل منبرند ، از مرحوم مغفور فخر الفقهاء الكرام ، قدوة العلماء العظام آقاى حاج آقا جمال الدين - طاب ثراه - فرزند ارجمند مرحوم مغفور حضرت حجّة الاسلام و المسلمين آقاى حاجى شيخ محمد باقر - طاب ثراه - امام جماعت و رياست عامّه در زمان خود در مسجد شاه اصفهان فرمودند : من براى نماز ظهر در مسجد شيخ لطف اللّه كه در ميدان شاه اصفهان واقع است مىآمدم ، نزديك مسجد ديدم جنازه‌اى را مىبرند و چند نفر حمّال و كشيكچى همراه او هستند و شخص حاجى تاجرى از مهمّين تجّار هم كه از آشنايانم بود ، عقب آن جنازه بود ، به شدّت گريه مىكرد و اشك مىريخت . من بسيار متعجّب شدم از آن‌كه اگر اين ميّت از بستگان بسيار نزديك اين حاجى تاجر است كه اين‌طور برايش گريه مىكند ؛ پس چرا به اين نحو مختصر و به وجه