از سيّد اجلّ افقه أعظم سند الفقهاء الأبرار و سيّد العلماء السادة الاطهار الدّرّ الفاخر مولانا الحاج ميرزا محمد باقر - طاب ثراه - الشهير به چهار سوقى از محلّات اصفهان ، صاحب كتاب مستطاب روضات الجنّات در رجال و احوال علماى اعلام كه در مقام اشتهار و تشريف ، غنى از توصيف و تعريف است و قبر شريف ايشان در اصفهان در مقبرهء عظيمهء جليلهء تخت فولاد كه گنجينهء عجيبهء غريبهاى از قبور و ارواح طيّبه اولياى ابرار و علماى اخيار - قدّس اللّه تعالى اسرارهم و ارواحهم - است و به مسجد أعظم آنجا مشهور و به مسجد مصلّا ، متّصل است ، فعلا مدفن ايشان از تكاياى عظيمهء مهمّه آن مقبرهء شريفه شده كه مشتمل بر مسجد مخصوص و حجرات مهمّ و مرجع كلّى براى دفن عمومى اهل ايمان براى تيمّن به قرب مدفن ايشان و استفادات كلّيه از زيارت آن مقام شريف مىباشد .
قبل از آنكه آن مقام شريف مدفن ايشان شود ، بيابانى بود كه اصلا محلّ توجّهى براى دفن اموات در آنجا نبود ، آقاى ناقل معظّم اليه فرمودند : آن شيخ عالم صالح تقى با اين عالم اجلّ مصاحبت و مؤانست تامّه داشتند ، نقل كردند كه ايشان در حال حيات خود ، تأكيد اكيد و توصيهاى بر وجه تشديد مىفرمودند كه بعد از فوت ، مرا در اين زمين و بيابان دفن كنيد .
من از سبب آن پرسيدم .
فرمودند : سببش اين است كه اينجا مدفن يكى از اولياى مكرّمين الهى شده و شرح آنرا چنين فرمودند : حاجى تاجرى از آشنايان من كه از جهت شدّت حسن احوال و صلاحش با او مصاحب و مؤانست تامّه داشتم ، حتّى مرسوم من نبود كه امر توصيه در اموال احدى را متصدّى و عهدهدار انجام آن شوم ، لكن برحسب كمال حسن و صلاح او ، امر توصيهء او را هم در عهده قبول كرده بودم ، او برايم نقل كرد : بعد از مراجعت از سفر حجّ خود كه من از اصفهان حواله پولى براى مصارف سفر خود نزد كسى در نجف اشرف داشتم و در موقع تشرّف آنجا ، چون براى وصول آن پول رفتم ، تا وقت مغرب طول كشيد ؛ چون برگشتم ، قافلهاى كه بنا بود با آن به مكّهء مشرّفه حركت كنم و رفقا و
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 417
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤١٧