فرمود : برو از شيخ مرتضى بياموز !
عرض كردم : او را نمىشناسم .
فرمود : ساكن نجف است و اين شمايل را كه در شما مىبينم ، ذكر نمود .
عرض كردم : چون به نجف مىروم ، او را مىبينم ؟
فرمود : چون به نجف روى ، او را نبينى ، زيرا او به كربلا به زيارت حسين عليه السّلام رفته باشد ، لكن در كربلا او را خواهى ديد . اينرا بفرمود و از نظر برفت . من به سماوات آمده ، از آنجا به نجف آمدم و تو را نديدم ، امروز وارد كربلا شدم و الحمد للّه كه به خدمتت رسيدم ، مرا به اعتقادات شيعه دلالت فرما !
شيخ فرمود : امّا اصل اعتقادات شيعه آن است كه امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را خليفهء بلافصل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله مىدانند ، بعد از او فرزندش حسن عليه السّلام ، بعد از آن فرزندش حسين عليه السّلام ، صاحب اين ضريح و قبّه و بارگاه و همچنين تا امام و خليفهء دوازدهم ، كه امام عصر - عجّل اللّه فرجه - و غايب از انظار را امام مىدانند . اگر شخص همينقدر را اقرار و اعتقاد نمايد ، شيعه مىشود و ديگر زايد بر اعتقادات صحيح مسلمين ، چيزى نيست ، در اعمال هم تكليف تو همان است كه از نماز ، روزه ، خمس ، زكات ، حجّ و غير آن مىكنى .
عرض كرد : مرا به بعض شيعيان بسپار كه بعض ضروريّات احكام را بياموزم .
شيخ او را به ثقهء عادل ، آخوند ملّا مؤمن متعبّد طهرانى يا شخص ديگرى سپرد و توصيه فرمود : امورى را كه منافى تقيّه است ، بر او اظهار ننمايد ، انتهى .
[ مؤمنهاى از آمل ] 15 ياقوتة
در اين باب است كه مؤمنهاى از آمل - كه از محلّات مازندران است - آن بزرگوار را مىبيند و حين تشرّف آن سرور را مىشناسد .
معاصر عراقى در دار السلام فرموده : روز پنجشنبه چهاردهم ربيع الثانى سال هزار