آن شخص بعد از تأمّل عرض كرد : تو در ضمير خود گرفتهاى آيا حضرت صاحب الأمر - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ديدهام يا نه .
شيخ چون اين شنيد ، حالت متعجّب در او ظاهر گرديد ، اگرچه صريح ، تصديق نفرمود .
آن شخص عرض كرد : ضمير شيخ اين نبود كه گفتم ؟
شيخ ساكت شده ، جواب نفرمود .
آن شخص در استعلام و استظهار ابرام و اصرار نمود .
شيخ در مقام اقرار فرمود : خوب بگو ببينم ديدهام يا نه .
عرض كرد : آرى ، دو دفعه خدمت آن حضرت شرفياب شدهاى ؛ يك دفعه در سرداب مطهّر و يك دفعه در جاى ديگر .
شيخ چون اين كلام را از وى شنيد ، مانند كسى كه نخواهد امر بيش از آن ظاهر گردد ، روانه گرديد .
مؤلّف كتاب دار السلام بعد از ذكر اين واقعه فرموده : مقامات و كراماتى كه در حقّ اين بزرگوار ؛ يعنى شيخ استاد قدّس سرّه ديده و شنيده شده ؛ چنانكه در خاتمهء كتاب در فصل منامات و كرامات ان شاء اللّه به بعض آنها اشاره خواهد شد ؛ باعث قطع بر اينكه آن بزرگوار واجد اين مقام و فايز اين اكرام گرديده ، مىشود ؛ اگر نگوييم در بسيارى از امور مهم عملش از رأى منير و اذن خاصّ آن حضرت صادر بوده است .
[ كرامات شيخ مرتضى انصارى ]
عنايات البارى في كرامات شيخ مرتضى الانصارى بدان براى شيخ مرحوم مذكور - البسه اللّه في الجنّة لباس النّور - كراماتى در افواه و السنه مشهور و در زبر و دفاتر موثّقين از تلامذهء او مزبور است ، از جمله در اين مقام تلذيذا للانام به ذكر چند كرامت از آنها اكتفا مىنمايد .