بنشين ! با خود خيال كردم هرجا بنشينم بالاتر از مكان امير المؤمنين عليه السّلام مىشود ؛ زيرا آن جناب دم در نشسته است .
به خيالم رسيد بايد كنج خانه نشست ، براى اينكه اگر از صدر مجلس ، خطّى مستوى تا دم در و خطّ ديگر از صدر تا كنج خانه بكشند ، خطّى كه به كنج مىرود بلندتر از آن خطّى است كه به دم در مىرود ، پس دم در بالاتر از كنج خواهد بود ، لذا جايى كه امير المؤمنين عليه السّلام نشسته ، بالاتر و نزديكتر به پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و خطّى كه به كنج رفته به پيغمبر پستتر و دور تر است .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله چون چنان ديد ، تبسّم فرمود و گفت : اى فرزند ! خيال تو صواب بود . پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله چند سؤال كردم و جواب شنيدم .
مرحوم ميرزاى قمى رحمه اللّه پرسيد : آن سؤال و جواب چه بود ؟
بحر العلوم فرمود : آنها را ابراز و اظهار نخواهم كرد و هرچه ميرزاى قمى رحمه اللّه در ابراز اصرار نمود ، آن جناب به اخفا و انكار افزود . رحمة اللّه عليهما و على مشايخنا الماضين و وفّقنا لأقتفاء آثار علمائنا الغابرين و الإقتدا بأعمال سلفنا الصّالحين بحقّ محمد و آله الطيّبين الطّاهرين .
[ سيد باقر قزوينى ] 12 ياقوتة
در اين باب است كه سيّد سند و ركن معتمد ، فخر الاوايل و الاواخر ، آقاى آقا سيّد باقر قزوينى ، حضرت را در غيبت كبرا مىبيند و حين تشرّف آن بزرگوار را نمىشناسد .
علّامه نورى در نجم الثاقب « 1 » از سيّد سند و خبر معتمد ، آقاى آقا سيّد محمد هندى ، او از جناب بحر الزّاخر آقا شيخ باقر و او از سيّد جليل آقا سيّد جعفر ، پسر آقاى آقا سيّد باقر مذكور ، نقل نموده ، گفت : با والدم به مسجد سهله مىرفتم ، چون نزديك مسجد رسيدم ، به او گفتم : از مردم مىشنوم هركس چهل شب چهارشنبه به مسجد
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 744 .