تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
خدمت او استفاده و تلمّذ مىنمودند ، مسقطات جعفر بن محمد عليه السّلام به هريك از آن‌ها چه‌قدر بوده ؟ و مثبتات او كه به كسى تعليم نمىكرد و خود مىدانست و لا غير چقدر بوده ؟ جعفر بن محمد عليه السّلام چگونه است كه مانند ابو حنيفه اين‌قدر او را توصيف و تعظيم نموده . امام جمعه استماع مىكرد و ساكت بود ، سپس بحر العلوم از جاى خود برخاست كه به خانه‌اش معاودت نمايد ، امام جمعه نيز با سيّد برخاست و آن‌جناب را تا به در خانهء او مشايعت كرد . بحر العلوم به او تكليف كرد كه شما به اندرون خانهء ما نزول فرموده ، زمانى استراحت نماييد . امام جمعه گفت : نمىنشينم ، مقصود آن بود كه محلّ خانهء تو را بدانم . پس از مراجعت تقريبا يك‌سال از آن تاريخ گذشت ، روزى امام جمعه سيّد را نزد خود احضار نمود ، سيّد به منزل امام جمعه تشريف‌فرما شده ، ديد ، امام‌جمعه در فراش افتاده و محتضر است . او منزل خود را خلوت كرده ، به سيّد عرضه كرد : از روزى كه از جعفر بن محمد عليه السّلام توصيف نمودى ، شيعه شده‌ام ، لكن تقيّه مىنمودم و كسى از احوال من اطّلاع ندارد ، اكنون كه روز آخر من است ، تو را وصىّ خود ساختم ، مرا به مذهب شيعه تغسيل و تكفين و نماز و تدفين كن . اين بگفت و روحش به آشيان قدس پرواز نمود ، سيّد بحر العلوم او را غسل داده ، بر وفق مذهب شيعه كفن و نماز و تدفين داد .

كشف لبعض الأخبار مؤيّد واقع في زمان حيوة السيّد

علّامه نورى - نوّر اللّه تربته - در كتاب دار السّلام از عالم عادل متّقى ، مرحوم آقا شيخ تقى ملّا كتاب نقل نموده ، گفت : روزى در مجلس درس سيّد بحر العلوم بوديم ، ناگاه مردى از اهل عجم وارد مجلس شده ، به سيّد عرضه داشت : امرى غريب مشاهده نموده‌ام ، مرا اذن بفرما آن‌را براى جناب شما نقل نمايم .